شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٧٦ - امر چهارم تعارض استصحاب با امارات
بلكه عالىترين فرد حجت است، چون حجيت او ذاتى اوست و قابل جعل نيست بنابراين اگر در زمانى اماره بر حكمى از احكام قائم شد و ما يقين وجدانى به حدوث نداريم، ولى يقين تعبدى و يا ظنّ معتبر بر ثبوت اين حكم داريم مثلا خبر واحدى گفت صلاة الجمعة واجبة، پس از مدتى شك كرديم در بقاى آن استصحاب جارى مىشود از آن طرف در جمله و لكن انقضه به يقين آخر هم معنايش اين نيست كه حتما بايد يقين وجدانى جديدى برخلاف يقين قبلى بيايد تا از يقين سابق رفع يد كنيم، بلكه پس از شك اگر اماره معتبرهاى هم برخلاف قائم شد از يقين سابق كه حالا دچار شك شده رفع يد مىكنيم.
امر چهارم [: تعارض استصحاب با امارات]
هرگاه استصحاب با امارهاى از امارات معتبره شرعيه معارضه كند چه در موضوعات مثل اينكه اين آب در خارج پاك بود و الآن شك دارم در طهارت آن استصحاب مىگويد باز هم بنا را بر طهارت آن بگذار، ولى بيّنه يعنى شهادت عدلين كه اماره در موضوعات است مىگويد اين آب نجس شده در اينجا اماره بر استصحاب مقدم مىشود؛ و چه در احكام مثل اينكه يقين داشتم كه نماز جمعه واجب است، ولى در عصر غيبت شك دارم در وجوبش استصحاب بقاى وجوب حكم مىكند به اينكه الآن هم جمعه واجب است، ولى يك خبر ثقه معتبرى قائم شد مبنى بر اينكه نماز جمعه در عصر غيبت حرام است باز هم اين خبر ثقه و اماره بر استصحاب مقدم مىشود و خلاصه استصحاب كه يك اصل است قدرت معارضه با امارات را ندارد اصل تقدم اماره بر استصحاب كه يك اصل است قدرت معارضه را با امارات را ندارد اصل تقدم اماره بر استصحاب و بر ساير اصول اجماعى است چه مؤداى استصحاب با مفاد اماره مطابق باشد و چه مخالف باشد مثل مثالهاى فوق منتهى بحثى است كه آيا اين تقديم از چه باب است؟
آيا از باب ورود است؟ (در مبناى آخوند خراسانى)
آيا از باب حكومت است؟ (در مبناى شيخ انصارى)