شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٨١ - ٥- اقوال در باب استصحاب
دانشمندان اصولى پس از شيخ رحمه اللّه هم گويا اين تفصيل را مسلم گرفتهاند و آنگونه كه در اطراف امور مسلم به بحث و جدل نمىپردازند در اطراف اين تفصيل همچون و چرايى نكردهاند، ولى به عقيده مصنف استصحاب بنا بر جميع مبانى از اصول عمليه است و نه از امارات.
بر مبناى اخبار و اجماع و بناى عقلا كه واضح است به دليل اينكه تمام اين مبانى تعبدا استصحاب را در حق ما حجت مىكنند نه به ملاك كشف از واقع و ظن لا حق به بقاء.
و اما بر مبناى حكم عقل: به دليل اينكه اين ظن به بقا كه در زمان لا حق براى مكلف پيدا مىشود بر مبناى حجيت استصحاب از باب حكم عقل اولا ما قبول نداريم كه هميشه و همه جا به دنبال يقين سابق و شك لا حق ظن به بقا حاصل شود بلكه چهبسا به دنبال شك لا حق همچنان حالت شك باقى باشد.
ثانيا، برفرض كه چنين ظنى حاصل شود مىگوييم: الاصل فى الظنون حرمة العمل بها الّا ما خرج بالدليل و ما در اين مورد دليلى بر حجيت آن نداريم.
ثالثا، برفرض چنين ظنى حاصل شود و حجت هم باشد مىگوييم: خود اين ظن به بقا كه استصحاب نيست، استصحاب همان ابقاء ما كان است و اين ظن به بقاى مستند و مدرك آن است بر مبناى حكم عقل، ما از طريق اين ظن به بقاء بالملازمه استنتاج مىكنيم كه شارع مقدس براى آدم شاك قانون استصحاب را جعل نموده و مثل ظن به بقاء در اين جهت كه خودش قاعده استصحاب نيست، بلكه مستند و مدرك آن است نظير اخبار و بناى عقلا است كه خود اخبار حجت و اماره ظنيه هستند و پشتوانه قطعى دارند، ولى لازمهاش آن نيست كه استصحابى هم كه از راه اخبار ثابت مىگردد يك اماره ظنيه باشد، بلكه اخبار تعبدى حكم مىكنند به اخذ به استصحاب عند الشك اللاحق. بنابراين، استصحاب على جميع المبانى از اصول عمليه است نه از امارات.
٥. اقوال در باب استصحاب
بحث پنجم در باب استصحاب پيرامون اقوال و نظرات مختلفى است كه در باب حجيت استصحاب اظهار شدهاند.