شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٢٧ - تفصيل ميان شك در مقتضى و رافع
٢. مقدار دلالت اين اخبار تا كجاست؟ آيا تفصيل شيخ را مىگويند، يا اطلاق آخوند خراسانى را؟
اما مقام اول: كلمه مقتضى و مانع چيست؟
١. مقصود از مقتضى، مقتضى حكم باشد ملاك حكم شرعى كه عبارت است از مصالح و مفاسد.
٢. مراد از مقتضى موضوع الحكم باشد مثلا عدالت مقتضى حسن يعنى موضوع آن است.
٣. مراد از مقتضى يعنى سبب وجود يك شىء منتهى سبب شرعى نه عقلى و تكوينى مثل اينكه مىگوييم وضو شرعا مقتضى يعنى سبب طهارت است و عقد نكاح شرعا سبب زوجيت است.
٤. مراد از مقتضى همان جزء العلة التكوينية باشد نظير نار كه در نظام تكوين مقتضى حرارت است و نظير شمس كه مقتضى روشنايى و نور است البته لو لا المانع تأثير مىگذارند.
٥. مراد از مقتضى يعنى اين شىء ذاتا و با قطع نظر از موانع خارجى استعداد و اقتضا و قابليت بقا دارد مكر مانعى بيايد و جلوى آن را بگيرد، حال برخى تصور كردهاند كه مراد شيخ انصارى از شك در مقتضى عبارت است از شك در ملاك و برخى پنداشتهاند كه مراد شيخ انصارى قسم سوم است، ولى شيخ اعظم خودش مراد خود را بين كرده و آن اينكه مراد از شك در مقتضى عبارت است از شك در قابليت بقا مثل اينكه الآن شك دارم كه آيا روز باقى است يا نه؟ چون شك دارم كه آيا بيش از اين استعداد بقا دارد يا نه و هكذا شك در بقا دليل، شك در بقا خيار غبن و ... از مثالهايى كه آوردهاند.
حال مراد از مقتضى در ما نحن فيه آن است كه مستصحب ما چيزى باشد كه ذاتا قابليت بقا دارد البته اينكه تا چه حدى قابل بقا باشد يك ضابطه كلى ندارد؛ زيرا مستصحبها گوناگوناند بعضىها تا يك سال مقتضى دارند و بعضى مستصحبها تا يك ماه و تا يك هفته و تا يك شب و تا يك ساعت و اما مراد از مانع يا رافع عبارت