شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٦٤ - تنبيه نهم تقدم و تأخر حدوث يا ارتفاع
اينكه هرجا حكمى يا موضوعى قطعا محقق شد سپس در ارتفاع و نابودى آن شك كرديم از استصحاب بقا استفاده مىكنم و اركان آن تمام است.
انّما الكلام در اين است كه امر حادثى، تحقّق يافته ولى آيا اين تحقق متقدم بوده يا متأخر؟ مشكوك است. و يا امر متيقّن الوقوع قطعا مرتفع شده، ولى در زمان متقدم يا متأخر؟ نمىدانيم اين بحث خود داراى دو مقام است:
١. گاهى اين امر حادث مسلم الحدوث را با اجزاء زمان مىسنجيم مثلا مىدانيم كه فلان امر حادث شده، ولى آيا اول صبح حادث شده يا غروب؟ نمىدانيم، آيا ديروز حادث شده يا امروز؟ نمىدانيم.
٢. و گاهى اين امر حادث را با يك حادث ديگر مقايسه و ملاحظه مىكنيم مثلا يقين داريم كه پدرى مرده و يقين هم داريم كه پسر او مسلمان شده، ولى ترديد در اين است كه آيا موت پدر زمانا متقدم بوده تا فرزند نتواند ارث ببرد و يا اسلام فرزند بر موت پدر مقدم بوده تا ارث ثابت شود؟!
مقام اول: بدون ترديد از استصحاب عدم استفاده مىكنيم و آثار شرعيه آن را هم مترتب مىكنيم البته در مسئله صور متعددى مطرح است:
١. گاهى موضوع اثر شرعى عنوان عدم حدوث اين حادث است در ظرف زمانى ديروز.
٢. و گاهى موضوع اثر شرعى اين امر عدمى نيست، بلكه يك امر وجودى موضوع اثر شرعى است مثلا عنوان تأخر موضوع اثر است؛ يعنى متأخر بودن اين حادث از ديروز موضوع است.
٣. و گاهى نه حدوث در ظرف ديروز موضوع اثر است و نه متأخر بودن ديروز موضوع اثر است، بلكه حدوث در امروز اثر شرعى است حال در كدام يك از اين سه قسم جاى استصحاب است؟ قسم اول استصحاب جارى مىشود و آثار شرعيه آنهم مترتب مىشود؛ زيرا على الفرض دليل شرعى حكم را روى عدم حدوث در ديروز بار كرده و استصحاب اين عدم را ثابت مىكند. آنگاه حكم شرعى هم برآن مترتب مىشود.