شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٢٢ - حديث پنجم مكاتبه على بن محمد قاسانى
نشان مىزند يكى استصحاب و يكى اليقين يا خير؟ دو قول است:
الف. گروهى مىگويند: اين دو روايت ميان دو قاعده فوق جمع كرده است؛ يعنى دلالت مىكند بر اينكه يقين بما هو يقين با شك قابل نقض نيست چه آن يقينى كه با شك قابل جمع هست چنانچه در استصحاب چنين است و چه يقينى كه با شك قابل جمع نيست چنانچه در قاعده اليقين است و قدر مشترك است و قابل صدق بر هر دو قاعده هست.
ب. جماعتى را نظر بر اين است كه اين از باب استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناى واحد بوده و جايز نيست.
٢. بعضى از اساتيد محترم ما ادعا كردهاند كه اين حديث ظهور در استصحاب دارد از اين راه كه قانون كلى آن است كه در هر كلامى زمان نسبت با زمان مشى و عمل به آن واحد باشد يعنى الآن كه مىگويد: به خبر ثقه عمل كن بايد خبر ثقهاى باشد نه اينكه نباشد حال در ما نحن فيه حديث گفته: فليمض على يقينه كه وجوب مضى را نسبت به يقين داده و ظاهرش اين است كه در زمانى كه يقين هست بايد برآن بناگذارى كند نه هنگامى كه يقين نيست و اين معنا با استصحاب مىسازد كه عند المضي يقين محفوظ است و با قاعده اليقين نمىسازد، چون در آنجا عند المضي و وجوب العمل يقينى در كار نيست، بلكه شك سرايت كرده و يقين را نابود كرده. پس باز هم بالأخره از اين حديث مىتوان استصحاب را استظهار كرد.
حديث پنجم: مكاتبه على بن محمّد قاسانى
پنجمين حديثى كه براى حجيت استصحاب بدان احتجاج شده مكاتبه على بن محمّد قاسانى است كه پيرامون صوم يوم الشك است، از امام عليه السّلام پرسيده:
كسى كه شك دارد كه آيا فردا اول ماه رمضان است يا آخر شعبان چه كند؟ روزه بگيرد يا نه؟ همچنين كسى كه شك دارد كه آيا فردا آخر ماه رمضان است يا اول ماه شوال چه كند؟ روزه گرفتن بر او واجب است؟ يا حرام؟
امام عليه السّلام در جواب نوشتند: «اليقين لا يدخله الشك»؛ يعنى شك نمىتواند در كار يقين مداخله كند و مزاحم او گردد و ناقض وى باشد. سپس فرمودند: «صم للرّؤية