شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٦٩ - تنبيه سوم اخبار من بلغ(تسامح در ادله سنن)
نتيجه: اطاعت حقيقى از امر مولوى كشف مىكند ولى اطاعت حكميه اينگونه نيست.
تشبيه اخبار من بلغ به حديث «من سرّح لحيته»، قياس مع الفارق است؛ زيرا در مورد اخبار تسريح لحيه اگر اين اخبار نباشد عقل هيچ ادراك و حكمى ندارد كه آيا تسريح لحيه داراى ثواب هست يا خير، و وقتى عقل ادراك نكرد، انقياد و احتياط و اطاعت حكميه راه ندارد. از طرفى هم ترتب ثواب يا بر اطاعت حكميه است و يا بر اطاعت حقيقى و وقتى احتمال اول باطل شد، احتمال ثانى تعيّن پيدا مىكند كه اطاعت حقيقى باشد و آنهم بالاجماع از امرى مولوى كشف مىكند يا امر استحبابى و يا وجوبى، بهخلاف ما نحن فيه كه قطع نظر از روايات هم خود عقل ادراك مىكند.
بنابراين، اخبار من بلغ ارشادى خواهد بود و وقتى ارشادى شد، امر مستكشف از آنها هم امر ارشادى خواهد بود و دليل بر استحباب شرعى نمىشود.
٢. استدلالى كه آخوند خراسانى در كفايه ذكر كرده و براساس آن استحباب شرعى را اختيار نموده است و آن اينكه: در ميان اخبار من بلغ يك روايت صحيحه وجود دارد كه صحيحه هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام در محاسن برقى است و قبلا نقل شد.
اين حديث مىگويد: هركس به گوشش رسيده كه فلان عمل ثواب دارد و به دنبال بلوغ، آن عمل را انجام دهد به نيت خود عمل نه بهعنوان احتياط (احتياط يعنى شايد بلوغ، بلوغ صادقى باشد) فعمله اطلاق دارد؛ يعنى عمل را اتيان كند، و لو بهعنوان خود عمل. پس معلوم مىشود كه ذات العمل واجد اين ثواب است نه عنوان احتياط (همان گونه كه در نماز شب ذات العمل داراى ثواب است) و هرجا ثواب بر خود عمل باشد به نحو مطلق، اين ثواب كاشف از وجود مصلحت در خود آن عمل است و اگر كاشف از مصلحت شد كاشف از امر مولوى است.
اشكال: اگرچه دو حديث از چهار حديث مذكور اطلاق دارند يعنى گفتهاند:
«فعمله» و قيدى ندارند، ولى دو حديث ديگر مقيد هستند به اينكه: فعمله طلبا لقول النبى او التماس ذلك الثواب و ... از اين دو حديث استفاده مىشود كه منظور اتيان عمل به قصد احتياط است؛ يعنى به اميد اينكه ان شاء اللّه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرموده و به اميد اينكه ان شاء اللّه آن ثواب داده مىشود انجام دهد و هذا معنى الاحتياط، حال كه