شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٦١ - ١- تعريف استصحاب
اصالة الاستصحاب
اصل چهارم و آخرين اصل از اصول عمليه اصل استصحاب است در اين باب روى هم رفته شش بحث اصلى داريم و در پايان مطالبى را بهعنوان تنبيهات خواهيم آورد.
١. تعريف استصحاب
مبحث اول پيرامون تعريف استصحاب است.
مقدمه: گاهى انسان مكلف نسبت به حكمى از احكام شرعيه و يا موضوعيه از موضوعات داراى حكم شرعى، در زمان گذشته يقين دارد مثلا تا به امروز يقين داشت كه نماز جمعه در اسلام واجب است و استعمال دخانيات در اسلام حرام است يا مثلا تا به حال به عدالت زيد و حيات بكر و كريّت فلان آب قاطع بود، آنگاه در زمان لا حق آن يقين سابق متزلزل و به شك تبديل گرديده يعنى الآن مكلف شك دارد كه آيا آن حكم سابق هنوز هم باقى است يا از بين رفته؟ يا آن موضوع سابق الآن هم بقا دارد يا نابود گرديده؟ حال در چنين مواردى انسان دچار حيرت و سرگردانى مىشود كه چه كنم؟ آيا برطبق يقين سابقم عمل كنم؟ يا آن را رها سازم؟ اگر براساس يقين سابق عمل كند و به شك لا حق اعتنا نكند آرامش ندارد؛ زيرا ممكن است حكم سابق در واقع و نفس الامر و عند اللّه تعالى از بين رفته و به جاى وجوب مثلا حرمت آمده و اگر الآن هم انجام دهم حرامى را مرتكب شدهام و يا شايد به جاى حرمت سابق الآن وجوب آمده كه اگر مرتكب نشوم واجبى را ترك نمودهام و يا شايد به جاى عدالت