شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٥ - دلايل روايى برائت
قد اشتريته و لعلّه سرقة او المملوك يكون عندك و لعلّه حر قد باع نفسه أو خدع فبيع قهرا أو إمرأة تحتك و لعلّها اختك أو رضيعتك و الاشياء كلّها على هذا حتّى تستبين أو تقوم به البيّنة.
دوم. رواية عبد اللّه بن سليمان: قال: سألت ابا جعفر عليه السّلام عن الجبن الى ان قال، سأخبرك عن الجبن و غيره كل ما كان فيه حلال و حرام فهو لك حلال حتى تعرف الحرام منه بعينه فتدعه من قبل نفسك.
سوم. رواية عبد اللّه بن سنان عن الصادق عليه السّلام: كل شىء فيه حلال و حرام فهو لك حلال حتى تعرف الحرام منه بعينه فتدعه.
كيفيت استدلال: از ميان روايات مذكور به پنج روايت تمسّك مىكنيم:
١. حديث رفع: در اين حديث از جهات گوناگون مىتوان بحث كرد، ولى ما آن بخش را كه مربوط به اصالة البراءة است مىآوريم و آن اينكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده:
خداوند بر امت من منت نهاده و نه چيز را از گردن آنها برداشته است. يكى از آنها چيزهايى است كه نمىدانند و به آنها اعلام نشده و اين از عهده آنها مرفوع است.
حرمت استعمال دخانيات، وجوب اقامه و ... از اين قبيلاند. در رابطه با اين فراز از حديث نكاتى چند مطرح است كه مكمّل استدلال هستند:
اول. رفع بر دو قسم است:
الف. رفع در مرحله ظاهر يعنى حكمى كه در واقع و لوح محفوظ ثبت و ضبط است در مرحله ظاهر از گردن ما برداشته شود و عقابى نداشته باشد.
ب. رفع در مرحله واقع يعنى حكمى از لوح محفوظ پاك شود كه مبناى مصوّبه است. حال مراد از رفع در ما نحن فيه رفع ظاهرى است نه واقعى؛ يعنى تكاليف واقعيه عند اللّه تعالى ثابتاند و آن احكام ميان عالم و جاهل مشتركاند و همگان در واقع نسبت به آنها مكلفاند، منتهى در ظاهر از كسانى كه آگاهى به واقع ندارند آن تكاليف برداشته شده است. منظور آن است كه وجود آن تكاليف كالعدم است و اگر احيانا آن را از روى جهالت مخالفت نمودند، عقابى ندارند.
دوم. آثارى كه بر فعل ما مترتب مىشوند، به چهار بخش تقسيم مىگردند: