شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٢٩ - تفصيل ميان شك در مقتضى و رافع
كه آيا نماز ظهر است يا جمعه؟ آمديم و نماز ظهر را خوانديم حال مردّد هستيم كه آيا اين نماز رافعيت دارد و آن اشتغال يقينى را نابود مىكند يا نه؟
به بيان ديگر، تكليفى كه محقّق شده قابليت دارد تا مدت زيادى باقى بماند، ولى نمىدانيم با اين عمل رفع شد و از عهده ما برداشته شد يا خير؟ چون نمىدانيم كه آيا مستصحب ما وجوب ظهر بود تا رفع شده باشد يا وجوب جمعه بود تا باقى مانده باشد؟
٢. سرچشمه شك ما در رافعيت موجود عبارت است از جهل ما به خصوصيت آن امر موجود كه آيا استقلالا رافعيت دارد در نزد شارع يا نه؟ مثلا مىدانيم كه بول رافع طهارت است و مىدانيم كه مذى غير از بول است و مصداقى از مصاديق بول نيست ولى نمىدانيم كه آيا مذى هم نزد شارع استقلالا رافع طهارت هست يا خير؟
٣. منشا شك ما در رافعيت موجود عبارت است از جهل ما به اينكه آيا اين امر موجود مصداق آن رافع شرعى هست يا نه اما مفهوم روشن است و شبهه در مصداق رافع است مثلا مىدانيم كه بول رافع طهارت است و مىدانيم كه مذى رافع نيست (بر خلاف فرض دوم كه رافعيت مذى مشكوك بود) اما رطوبتى صادر شده كه نمىدانيم آيا بول است تا رافع باشد و يا مذى است تا رافع نباشد و معناى بول هم روشن است فقط شبهه در مصداق است.
٤. منشا شك ما در رافعيت موجود عبارت است از جهل ما به مصداقيت اين امر موجود براى آن رافع و منشا اين جهل به مصداق هم جهل به مفهوم رافع، يعنى شبهه مفهوميه است؛ مثلا مىدانيم كه نوم رافع وضو است، ولى نمىدانيم كه معناى نوم چيست؟ آيا نومى كه غالب بر سمع و بصر باشد، فقط مراد از نوم رافع شرعى است و يا نوم غالب بر بصر تنها هم رافع است؟ خلاصه آيا نوم شرعى اين مرتبه نازله را هم مىگيرد يا خير؟ شبهه در مفهوم نوم ناقض است.
به عقيده شيخ انصارى در تمام اين پنج قسم شك در رافع استصحاب جارى است و به عقيده محقق سبزوارى تنها در قسم اول كه شك در اصل وجود رافع بود استصحاب جارى است و مستفاد از روايات همين است و به عقيده محقق خونسارى