شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢١١ - حديث دوم صحيحه ثانيه زراره
بيان مطلب در ما نحن فيه از اين قرار است كه: طهارت معنويه كه حاصل شده قابليت بقا و استمرار دارد و اگر رافعى پيدا نشود مستمر خواهد بود. پس شك در بقاى اين طهارت از باب اين است كه نمىدانيم آيا نوم رافع اين طهارت موجود شده يا خير؟ پس شك در رافع منظور است، نه شك در مقتضى.
مصنف مىفرمايد: ما در پايان بحث حجيت استصحاب اين سخن را طرح و نقد خواهيم كرد.
حديث دوم: صحيحه ثانيه زراره
دومين حديثى كه براى حجيت استصحاب بدان استدلال شده صحيحه ثانيه زراره است اين حديث هم از لحاظ سند مضمره است؛ يعنى زراره نام امام عليه السّلام را نياورده و لذا احتمال دارد كه مرجع ضمير شخص غير معلوم باشد، ولى مضمرههايى كه مضمر آن امثال زراره باشند اضمار در آنها ضررى ندارد يا به خاطر اينكه فقيهتر از زراره غير از امام عليه السّلام كسى نبوده تا زراره چنين سؤالى را از او بنمايد و يا اضمار براى تقطيع است؛ يعنى زراره و بعضى ديگر كارشان اين بوده كه مىآمدند منزل امام و از صبح تا شب رواياتى را كه بيان مىشد مىنوشتند حال اول صبح خود زراره يا كسى ديگرى از محضر امام باقر مثلا مسألهاى را مىپرسيدند و امام عليه السّلام جوابى مىداد زراره مىنوشت:
عن الباقر عليه السّلام كذا ... سپس سؤال بعدى مىشد و امام جوابى مىداد و زراره مىنوشت:
و عنه عليه السّلام و يا و قلت له عليه السّلام يا قيل له عليه السّلام و ... نام امام را نمىنوشت و لذا روى اين مبنا روايات مضمره كلا معتبر است در مورد شاغلين به كتابت احاديث.
و اما متن روايت: اين حديث حاوى هفت سؤال و جواب است و احكام فرعيه فراوانى دارد، ولى سه فقره آن مربوط به استصحاب مىشود:
١. زراره مىگويد: من خون دماغ شدم و يا خون ديگرى و يا شيئى نجس ديگرى به لباسم اصابت نموده و من جاى آن نجاست را علامتگذارى كردم تا هنگامى كه به آب برخورد كرده آن را تطهير كنم سپس وقت نماز فرا رسيد و من فراموش كردم كه جامهام نجس است با همان لباس نماز خواندم بعد از نماز يادم آمد كه لباسم نجس بوده در اينجا وظيفه من چيست؟ «فرض علم تفصيلى».