شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٨٨ - دليل اول بناى عقلاييه
مىشويم كه انتخاب باشد.
٦. أدلّة الاستصحاب
مبحث ششم از مباحث استصحاب پيرامون ادلّه استصحاب است، بهطور كلى ادلّهاى كه روى مبانى مختلفه براى حجيت استصحاب اقامه شده عبارتاند از چهار دليل.
١. بناى قطعيه عقلاييه
٢. حكم عقل
٣. اجماع
٤. روايات و اخبار استصحاب
دليل اول: بناى عقلاييه
دليل اول از ادلّه حجيت استصحاب عبارت است از بناى قطعى عقلاى عالم. تا به حال مكرر در مكرر با اين دليل در مجلد سوم كتاب برخورد داشتهايم و آن اينكه: اين دليل داراى دو مقدمه است كه هر دو مقدمه بايد قطعى باشد تا نتيجه هم قطعى باشد تا ارزشمند باشد وگرنه اعتبارى ندارد.
مقدمه اول: هنگامى كه ما به عقلاى عالم مراجعه مىكنيم مىبينيم عقلا داراى هر مسلك و مرامى و داراى هر ذوق و سليقهاى كه باشند همه و همه سيره عملى و تبانى فعلى دارند بر اين همواره به متيقّن سابق اخذ نموده و به شك لا حق در بقا اعتنا ندارند و اصولا نظام زندگى مردم براساس همين بناى عملى استوار است و اگر اين بناگذارى نبود نه تحصيل علمى بود و نه تجارتى و نه مسافرتى و نه مكاتبهاى و نه و نه و ... حتى برخى از علما قدم را فراتر نهاده و مدعى شدهاند كه اين بناگذارى و اخذ به متيقّن سابق در مقام عمل اختصاص به انسانها و موجودات عاقل ندارد، بلكه در ميان ساير جانداران نيز سارى و جارى است مثلا پرندگان صبح از آشيانه خود پرواز مىكنند و به نقاط دور و نزديك سفر مىكنند، ولى شب هنگام دوباره دستهدسته به اوكار خويش مراجعه مىكنند يا چهارپايان در طرف صبح از آغلهاى خويش بيرون رفته و در علفزارها به چرا مشغول مىشوند و به هنگام غروب دوباره راهى طويلهاى