شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢١٣ - حديث دوم صحيحه ثانيه زراره
در وسط نماز ابتدا به ساكن خون تازهاى ديدى وظيفه دارى نماز را همينجا قطع كنى (بدون ارتكاب منافى) و خون را بشويى. سپس از همانجا به نماز ادامه بده به دليل اينكه تو نمىدانى شايد اين خون همينالان به لباست اصابت كرده، فليس ينبغى ان تنقض اليقين بالشك.
پس از بيان متن روايت مىرويم به سراغ استدلال:
مشهور علما به دو فراز اين حديث شريف براى حجيت استصحاب استدلال كردهاند و بعضى از اصوليان به سه فراز اين حديث استدلال كردهاند و ما هر سه فراز را عنوان كرده و دنبال مىكنيم:
فراز اول: سائل از امام عليه السّلام مىپرسد: اگر من احتمال دادم كه به جامهام خونى اصابت نموده، ولى يقين به آن ندارم. به دنبال اين ظن جامهام را وارسى نمودم و چيزى نيافتم.
سپس وارد نماز شدم و با همين حال نماز خواندم. پس از نماز (اتفاقا چشمم افتاد و يا وارسى كردم) خون را در لباس ديدم؛ چه كنم؟ حضرت فرمود: بايد جامه را تطهير كنى، ولى نمازت صحيح است و اعاده ندارد. زراره پرسيد: علت عدم اعاده نماز چيست؟ امام فرمود: «لانّك كنت على يقين من طهارتك فشككت و ليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشّك ابدا».
كيفيت استدلال: در اينكه مراد امام عليه السّلام از يقين به طهارت كدام يقين است دو احتمال وجود دارد:
الف. مراد، يقين به طهارتى باشد كه پيش از ظن اصابه دوم به لباسم موجود بوده؛ زيرا اين شخص قبل از ظن به اصابه يقين داشت كه لباس پاك است سپس ظن به اصابه دوم پيدا كردم و احتمال مىدهم كه نجس شده باشد.
ب. مراد، يقين به طهارتى باشد كه بعد از ظن به اصابه دوم و بعد الفحص و اليأس پيدا كرده دليل اين احتمال اين است كه سائل گفت: «فنظرت و لم أر شيئا». بنابراين، كه مراد از لم از شيئا يعنى يقين دارم به طهارت، ولى پس از نماز خون را ديدم.
از اين دو احتمال، احتمال اول قوى است و از كلام متبادر است و احتمال ثانى بعيد است؛ زيرا جمله «لم أر شيئا» معنايش اين است كه من گشتم و بهحسب ظاهر چيزى