شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٥٥ - تنبيه ششم استصحاب تعليقى
خلاف شد و قبل از پايان وقت عذرش زائل شد آيا مىتواند به همان بدل ناقص اكتفا كند يا خير؟ مطلب مبتنى است بر قول به اجزاء در باب اوامر ظاهريه؟
پس اگر قائل به اجزاء شديم اعاده شديم اعاده لازم نيست و اگر قائل شديم به عدم اجزاء كما هو الحق فيجب الإعادة.
تنبيه ششم: استصحاب تعليقى
استصحاب در يك تقسيم به دو قسم منقسم مىگردد:
١. استصحابات تنجيزى
٢. استصحابات تعليقى
استصحابات تنجيزى عبارت است از استصحابى كه در احكام شرعيه فعليه و منجزه و مطلقه يعنى بدون قيد و شرط جارى مىشود از قبيل استصحاب وجوب جمعه در اسلام و ...
استصحابات تعليقى عبارت است از استصحابى كه در احكام شرعيه مشروطيه و معلّقه جارى مىشود مثلا حكمى داريم بهعنوان اينكه إن جاءك زيد فاكرمه و الآن به جهتى از جهات در بقاى خود اين حكم تعليقى و يا موضوع آن شك كرديم اينجا جاى استصحاب تعليقى هست يا نه؟
مقدمه: بهطورى كلى گاهى حكم شرعى كه از شارع صادر شده من جميع الجهات فعلى است و گاهى از بعضى جهات فعلى و منجز و از بعضى جهات معلق و مشروط، و داراى اگر است. بخش اول را احكام تنجيزى و بخش دوم را احكام تعليقى گويند.
بحث ما در همين قسم دوم است كه پس از فراغ از قسم اول و مسلم گرفتن اين معنا كه استصحاب در احكام تنجيزى جارى مىشود اين سؤال مطرح است كه آيا در احكام تعليقى هم مىتوان از استصحاب بهرهبردارى كرد يا نه؟
مقدمه ديگر: عناوينى كه در موضوعات احكام شرعيه اخذ شدهاند در يك تقسيم سه نوع مىشوند:
١. گاهى اين عناوين طريقيت دارند يعنى آوردن آن صرفا به منظور ارشاد و اشاره