شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٦٦ - صور چهارگانه مجهولالتاريخها
وجودى تقدم و سبق باشد و خواه تأخر و لحوق ٤ ٢^ ٢ و در هريك از چهار صورت يا اثر شرعى مترتب مىشود بر اين موضوع وجودى و عدمى به مفاد كان و ليس تامه و يا به مفاد كان و ليس ناقصه ٨ ٢^ ٤.
مقدمه: كان تامه بر اصل ثبوت و تحقق شىء دلالت مىكند. كان زيد اىّ ثبت و وجد، ولى در كان ناقصه اصل الوجود محرز است و اتصاف اين موجود به يك صفت مد نظر است. كان زيد قائما، همچنين، ليس تامّه بر سلب الشىء دلالت دارد و ليس ناقصه بر سلب شىء عن شىء دلالت دارد؛ مثل ليس زيد كاتبا و در مورد بحث ما مىگوييم:
يك وقت موضوع اثر شرعى وجود و حدوث اين حادث است در ظرف ديروز مثلا يا امروز و يك وقت موضوع اثر شرعى اصل الحدوث نيست، بلكه اتصاف اين حادث به يك وصفى است همچنين در باب ليس تامه و ناقصه يك وقت موضوع اثر شرعى اين است كه حادث اول در زمان حادث دوم نباشد همين نبودن حادث اول در زمان حادث دوم به نحو ليس تامه موضوع اثر است و گاهى اين عدم جنبه وصفى و قيدى دارد به اينكه حادث اول باشد و در زمان حادث دوم هم نباشد اتصاف حادث اول به اينكه در زمان حادث دوم نباشد مثلا اتصاف ملاقات به اينكه در زمان كريّت نباشد.
با حفظ مقدمه صور مسئله را بررسى مىكنيم:
چهار صورت مال مجهول التاريخين است و چهار صورت مال آنجا كه يكى از آنها معلوم التاريخ باشد و اما معلوم التاريخين واضح است كه از محل بحث خارج است.
صور چهارگانه مجهولالتاريخها
١. اثر شرعى بر وجود و حدوث اين حادث به مفاد كان تامه يعنى اصل الوجود مترتب مىشود مثلا ارث بردن مترتب است بر تقدم موت مورث بر موت وارث در چنين مواردى استصحاب مىكنيم عدم سبق را و نتيجه مىگيريم عدم الارث را البته مسئله چند صورت دارد: