شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٥٢ - دلايل روايى احتياط
جواب خصوص: علماى اصول از يكايك اخبار احتياط جداگانه جواب دادهاند:
جواب از صحيحه عبد الرحمن بن حجّاج: «عن عبد الرحمن بن حجّاج قال: سألت ابا الحسن عليه السّلام عن رجلين اصابا صيدا و هما محرمان الجزاء بينهما أو على كلّ واحد منهما جزاء قال بل عليهما ان يجزى كلّ واحد منهما الصّيد فقلت إنّ بعض اصحابنا سألنى عن ذلك فلم ادر ما عليه قال اذا اصبتم بمثل هذا و لم تدروا فعليكم الاحتياط حتى تسألوا و تعلموا».
جواب: اولا مورد روايت شبهه وجوبيه است و در اينجا بالاتفاق احتياط واجب نيست. فلا بدّ من حمل الرواية على استحباب الاحتياط و رجحانها.
ثانيا، مورد روايت، موردى است كه علم اجمالى به اصل تكليف داريم و شك ما در مكلّف به است. اگر هم احتياط در چنين جايى واجب باشد، به درد مورد بحث ما نمىخورد، چون بحث ما در شبهه بدوى و شك در اصل تكليف است.
ثالثا، مورد حديث جايى است كه شخص متمكن از رجوع به امام و حل مشكل و ازاله شبهه هست، چون گفته: «حتى تسألوا و تعلموا» و در چنين مواردى احتياط واجب هم باشد به درد ما نمىخورد؛ چون بحث ما در شبهه حكميه بعد الفحص و اليأس است كه ازاله شبهه ممكن نيست و در چنين موردى احتياط واجب نيست.
جواب از موثقه عبد اللّه وضّاح: «قال كتبت الى العبد الصالح (موسى بن جعفر عليه السّلام) يتوارى عنّا القرص و يقبل الليل و يزيد الليل ارتفاعا و يستر عنا الشمس و يرتفع فوق الجبل حمرة و يؤذّن عندنا المؤذّنون فاصلّى حينئذ و افطر ان كنت صائما أو انتظر حتى تذهب الحمرة التى فوق الجبل فكتب عليه السّلام ارى لك ان تنتظر حتى تذهب الحمرة و تأخذ بالحائطة لدينك».
جواب: ممكن است شبهه، شبهه حكميه باشد كه آيا غروب شرعى به استتار شمس است يا به ذهاب حمره مشرقى؟ و ممكن است موضوعيه باشد كه راوى از اين مىپرسد كه من احتمال مىدهم در اثر ابر يا گرد و غبار هنوز استتار شمس نشده باشد چه كنم؟
حال آيا سؤال سائل از شبهه حكميه است و يا از شبهه موضوعيه؟ اگر سؤال از