شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٤٨ - دلايل روايى احتياط
الاحتياط. آنگاه اگر دلالت اين اخبار بر احتياط كامل باشد، اين روايات بيانيّت پيدا مىكنند؛ و اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان. آنگاه نوبت به قانون قبح عقاب بلا بيان نمىرسد؛ چون اين اخبار برآن قاعده ورود پيدا مىكنند و موضوع آن قاعده را كه بيانى باشد نابود مىكنند. اصوليان از اين دسته اخبار جوابهاى متعددى دادهاند كه شيخ انصارى رحمه اللّه در رسائل، حدود ده جواب را نقل مىكند كه برخى مقبول و برخى مردود است. مهمترين جواب اين است كه: اخباريان توسط اين اخبار درصدد اثبات وجوب شرعى و مولوى احتياط هستند و اصوليان مىگويند: اين اوامر ارشادى هستند و صلاحيت ندارند كه بيان بر حكم شرعى باشند. در نتيجه قانون مسلّم قبح عقاب بلا بيان را كه از قوانين مورد قبول اخبارى و اصولى است از بين نمىبرد.
توضيح ذلك: مقدمه: در شرع مقدس اسلام دو دسته اوامر و نواهى وجود دارد:
اول. اوامر مولوى و شرعى كه عبارتاند از اوامرى كه از مولى بما هو مولى و از شارع بما هو شارع صادر شدهاند؛ از قبيل «اقيموا الصلاة»، «آتوا الزكاة»، «جاهدوا فى سبيل اللّه» و ...
دوم. اوامر ارشادى و آنها عبارتاند از اوامرى كه از شارع بما هو احد العقلاء بل رئيسهم بل خالق العقل صادر شده و مكلف را به خواصى كه در ارتكاب يك فعل از نفع يا ضرر وجود دارد ارشاد مىكند؛ نظير اوامر طبيب به مريض كه بالاجماع ارشادى است.
تفاوتهاى اين دو قسم: الف. اوامر مولوى مؤسس و بنيانگذار حكم جديد است كه اگر بيان شارع نبود عقل حكمى نداشت، ولى اوامر ارشادى مؤكد حكم عقل است. به عبارت ديگر اوامر ارشادى در موارد مستقلات عقلى است؛ يعنى موردى كه العقل مستقل به ولى شارع هم از باب تأكيد گفته است.
ب. اوامر مولوى استقلالا موافقتش داراى ثواب و مخالفتش داراى عقاب است، ولى اوامر ارشادى ثواب و عقاب علىحدهاى ندارد، به غير از همان ضررها يا منافعى كه در ارتكاب خود عمل وجود دارد و عقل هم بدان حكم مىكند.
ج. در اوامر مولوى غالبا حكمت حكم بيان نمىشود، بلكه صرف تعبد است؛ ولى