شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٠٧ - دليل از سنت
سوم.حديث مذكور معارض دارد چون در همين حادثه حديث ديگرى وارد شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:«وقتى حكم مسألهاى را نفهميدى،حق ندارى به رأى خود عمل كنى،بلكه براى من بنويس تا جواب تو را بدهم»و وقتى تعارض كردند تساقط مىكنند،پس بهتر آن است كه بگوييم:حديث جعلى است يا خود حارث بن عمرو جعل كرده و يا ديگرى جعل نموده و به حارث نسبت داده است.
چهارم.از همۀ جوابهاى قبل كه بگذريم مىگوييم:اجتهاد به رأى تنها منحصر به آن دو قسم نيست كه شما گفتيد،بلكه شق ثالثى هم دارد كه گاهى در اين معنا به كار مىرود و آن اينكه مراد از اجتهاد به رأى اين باشد كه من تمام توانايى خود را بذل مىكنم در راه طلب حكم و در اطراف آن فحص مىكنم حتى اگر شده به عمومات كتاب و حديث رجوع مىكنيم و يا به اصول عمليه عمل مىكنم و شاهد اين معنا خود كلمۀ لا آلو است كه به معناى اين است كه كوتاهى نمىكنم در اين راه،پس اين حديث به درد استدلال براى شما نمىخورد.
٢.حديث خثعميه:زنى به نام خثعميه دربارۀ قضاى حج پدرش به رسول خدا عرض كرد:يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم،پدرم از دنيا رفته،درحالىكه برعهده او حج واجب بوده و ادا نكرده است.آيا اگر قضاى حج او را بهجا آوريم،سودى به حال او دارد؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:اى زن!اگر پدرت مديون بود و مقدارى طلا و نقره يا درهم در دنيا به ديگران بدهكار بود و خلاصه حق الناس برعهدۀ او بود،آيا اگر تو بدهى او را مىدادى نفعى به حال او داشت يا نه؟عرض كرد:آرى،نافع بود.حضرت فرمود:پس حق اللّه سزاوارتر است كه قضا شود.
كيفيت استدلال:رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دين خداوند را به دين مردم قياس نمود و فرمود اين مثل آن است همانطور كه دين الناس واجبالقضاست ،هكذا دين اللّه و اين رويه عين قياس كردن است.
جواب:اولا حديث جعلى است چون حاوى اتهام بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است؛زيرا مفاد حديث آن است كه العياذ باللّه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حكم قضاى حج را نمىدانست و از طريق قياس حكم آن را ثابت نمود درحالىكه اين سخن باطل است و پيامبر تمام