شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٠٥ - دليل از آيات قرآن
ملزوم قطعا ثابت است؛چون اگر قدرت بر انشاى روز اول نبود آفريده نمىشد«ادل دليل على امكان شىء وقوعه»قطع به لازم حتمى است و اين ربطى به قياس ندارد كه يك امر ظنى است،ثانيا برفرض كه آيه دلالت بر قياس كند اما اين قياس،قياس اولويت است؛يعنى آيه مىگويد:اگر خداوند قدرت بر انشاى روز اول دارد پس به طريق اولى قدرت بر احياى دوباره دارد چون اين كار به مراتب آسانتر است(نظير كارى كه يك مخترع ماشين انجام مىدهد كه اختراع قطعات ماشين روز اول بسى مشكلتر بوده،ولى او را انجام داده حالا كه دوباره قطعات ماشين را باز كرده جمع كردن آنها و به صورت مجموعهاى منظم گذاشتن به طريق اولى انجام مىگيرد چون به مراتب آسانتر است)پس اين قياس از نوع قياس اولويت است و ربطى به قياس مساوات ندارد(كه اصل و فرع در ملاك مساوى باشند)و حال آنكه مطلوب شما اثبات حجيت قياس مساوات است.
آيۀ سوم:قرآن در آيه ٩٥ سورۀ مائده مىفرمايد: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ مٰا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ (به همين بخش اخير استدلال شده است).
توضيح اينكه اگر كسى در حال احرام عمدا صيدى را كشت بايد كفاره بدهد و كفارهاش مثل آن چهارپايى است كه كشته،يعنى اگر مثلا شترمرغ را كشته مماثل او را كه شتر است كفاره بدهد و اگر آهو را كشته مماثل او را كه گوسفند است كفاره بدهد و اگر گاو وحشى كشته مماثل او را كه گاو اهلى است بدهد،خلاصه قياس نموده حكم مماثل را به مماثل.
جوابش اين است كه كداميك از اينها اصل و كدام فرع است؟و اصلا چه ربطى به قياس مورد بحث ما دارد؟
آيه چهارم:قرآن در آيه ٩٠ سورۀ نحل مىفرمايد: إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسٰانِ.
كيفيت استدلال:به كلمه عدل استدلال نمودهاند كه به معناى مساوات است و با مورد قياس همسان است،بهتر آن است كه همان سخن مرحوم مظفر را بزنيم كه:الغريق يتشبث بكل حشيش او طحلب؛و اين آيات ارتباط به باب قياس ندارد.