شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٧٦ - ١- حجيت بناى عقلا
١.گاهى شارع مقدس از اين سيرۀ عقلاييه مستقيما ردع كرد نظير عمل به قياس كه به روايات متواتره باطل شده چنين سيرهاى اعتبار و ارزش ندارد.
٢.و گاهى شرع مقدس اين سيره را مستقيما امضا فرموده مثل باب بيوع و انكحه كه فرموده احل اللّه البيع چنين سيرهاى حتما معتبر و حجت است.
٣.و گاهى مجرد عدم الردع است مثلا عقلا طبق استصحاب عمل مىكنند در جميع امور زندگى از دادوستدها و غيره حتى در موضوعات و احكام شرعيه و شارع مقدس خودش چنين سلوكى ندارد چون هرگز براى او شك لاحق مفهوم ندارد و قوام استصحاب هم به وجود يقين سابق و شك لاحق است،ولى چنين سيرهاى در مرأى و مسمع معصوم بوده با اين حال ردع نكرده با فرض اينكه مانعى از ردع و اظهار حق از قبيل تقيه و...نبوده در اينجا مىگوييم از عدم ردع شارع باز هم بهطور يقين استكشاف مىكنيم رضاى شارع را؛زيرا اگر راضى نبود كه بندگانش در امور دين او از چنين سيرهاى پيروى كند هرآينه آنان را از اتباع اين سيره ردع مىفرمود و طريقه خاصۀ به خودش را به هر نحوى كه باشد بيان و ابلاغ مىكرد و چون بيان نكرده معلوم مىشود كه به همين شيوه راضى بوده است.
ان قلت:شايد در واقع ردع كرده،ولى به دست ما نرسيده است.
قلت:مجرد ردع واقعى بدون وصول به مكلف ارزشى ندارد ردع وقتى ارزش دارد كه به مكلف واصل شود تا در حق او حجت باشد وگرنه ردع واقعى غير واصل وجودش كالعدم است.
شعبۀ دوم:اين شعبه نيز به دو بخش منقسم مىشود:
١.گاهى دليل خاص داريم كه شارع برخى از اين سيرهها را امضا فرموده چنين سيرهاى حجت خواهد بود نظير اينكه در باب قيمتگذارى اشيا،شارع اجازه داده كه عند المنازعه به اهل خبره مراجعه شود مثلا مالى را شخصى تلف نموده و يا انداخته به دريا كه قابل پيدا شدن نيست و در قيمت آن با صاحب مال نزاع دارند اينجا رجوع مىشود به اهل خبره براى رفع نزاع.
قيميات در مقابل مثليات است.شيخ انصارى در مكاسب(ص ١٠٥دربارۀ قيمى