شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٢٨ - حجيت قول لغوى
گمان خواهد بود و در زمرۀ ظنون داخل مىگردد كه بايد دليل قاطع بر حجيت آن قائم شود وگرنه مشمول آيات ناهيه از عمل به ظن خواهد بود.
حال بايد ديد كه آيا دليل قاطع بر حجيت قول لغوى داريم يا خير؟علماى اصول در طول تاريخ دلايلى براى حجيت قول اهل لغت اقامه نمودهاند كه مهمترين آنها سه دليل است و مصنف به هر سه دليل اشاره نموده است:
دليل اول:اجماع علما در جميع اعصار و امصار از زمان معصومين تا به امروز.
بيان ذلك:مقدمه:اجماع دو قسم است:١.اجماع قولى،٢.اجماع عملى.
اجماع قولى آن است كه تمام فقها بر امرى از امور دينيه فتوا دهند فى المثل همه بگويند نماز جمعه واجب است اجماع عملى آن است كه فقها به زبان چيزى اظهار نكردهاند،ولى در عمل چنين كارى كردهاند نظير دليل سوم از ادلۀ حجيت خبر واحد كه در معالم و رسائل بدان اشارت رفته و آن اطباق الصحابة و التابعين و اصحاب الائمه الى يومنا هذا بر عمل به خبر واحد ثقه است.با حفظ اين مقدمه مىگوييم:اجماع مورد استدلال در ما نحن فيه اجماع عملى است؛يعنى هنگامى كه ما به كتب فقها مراجعه مىكنيم مىبينيم كه از زمان معصومين الى يومنا هذا تمام فقها در طول تاريخ عملا به قول لغوى مراجعه كرده و بدان اخذ مىكردند و احدى از فقها منكر اين امر نشده،پس اين امر اجماعى است و الاجماع حجة بالاجماع.
جواب ما:مصنف از اين دليل چند جواب دادهاند:
١.از كجا ما الآن بتوانيم عمل و سيرۀ همۀ علما را در همۀ اعصار تحصيل كنيم و اجماع محصلى را تحصيل كنيم.چنين چيزى از محالات است به دليل اينكه بسيارى از دانشمندان بزرگ كه از دنيا رفتهاند هيچ اثرى از آنها باقى نمانده و در زمينه حجيت قول لغوى نه به زبان سخنى گفتهاند و نه عمل آنها فعلا قابل تحصيل است.
٢.برفرض محال اگر هم بتوانيم اجماع عملى علما را تحصيل كنيم خواهيم گفت:
چنين اجماعى ارزش ندارد؛زيرا ملاك حجيت اجماع كشف قطعى او از رأى معصوم است و در ما نحن فيه از راه اين اجماع عملى نتوان دخول امام را در ميان مجمعين استكشاف نمود و ادعا كرد كه امام همچنين سيره و رويهاى داشته است به دليل اينكه