شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٨٥ - امر اول جمع عرفى
نايينى در فوائد الاصول(ج ٣ و ٤،ص ٣٧٢به قدر متيقن در مقام تخاطب تعبير كرده است،ولى بر مبناى مصنف نمىسازد به دليل اينكه قدر متيقن خارجى در جميع متعارضها وجود دارد و بعيد است كه عرف به چنين جمعى تن دردهد فى المثل در اكرم العلماء و لا تكرم العلماء هم قدر متيقن خارجى وجود دارد و آن اينكه اولى را بر عالم عادل حمل كنيم و دومى را بر عالم فاسق و هكذا در اعتق رقبه و لا تعتق رقبه كه اولى را بر رقبۀ مؤمنه و دومى را بر رقبۀ كافره حمل كنيم درحالىكه چنين جمعى عند العرف معمول نيست خذ فاغتنم.
٣.دو دليل متعارض نسبت بين آن دو از نسبت اربع،عموم و خصوص من وجه باشد،ولى يكى از دو عام طورى است كه اگر نسبت به مادۀ اجتماع تخصيص بخورد، يعنى ماده اجتماع را از آن بگيريم و به دليل ديگر بدهيم و در اين دليل فقط به ماده افتراق اكتفا كنيم هيچگونه تالى فاسدى پيش نمىآيد،ولى دليل ديگر طورى است كه اگر در ماده اجتماع آن را محكوم و دليل ديگر را حاكم قرار دهيم و خلاصه ماده اجتماع را به او بدهيم در اين عام تخصيص اكثر لازم مىآيد و تخصيص اكثر قبيح و مستهجن است و از متكلم عاقل هم صادر نمىشود تا چه رسد به متكلم حكيم،حال در چنين مواردى علما مىگويند:اين عام آبى از تخصيص است؛يعنى از تخصيص امتناع مىورزد و وجود اين خصوصيت در اين عام قرينه مىشود بر تخصيص عام ديگر نسبت به ماده اجتماع.
مثال:يك دليل مىگويد:اكرم العلماء اين دليل عموميت دارد و جميع علما را از صرفى نحوى و فقهى و اصولى و فلسفى و...مىگيرد،دليل ديگر مىگويد:لا تكرم غير الفلاسفة اين دليل نيز عام است و علماى غير فيلسوف را عموما شامل مىشود همچنين جهال از مردم را از هر طبقه و صنفى كه باشند دربر مىگيرد ماده افتراق دليل اول علماى فلسفه است كه دليل اول او را مىگيرد،ولى دليل ثانى نسبت به آن ساكت است و ماده افتراق دليل دوم جهال از مردم است مادۀ اجتماع هر دو دليل علماى غير فلسفه است كه دليل اول آنها را شامل است و وجوب اكرام را براى آنها ثابت مىكند و دليل دوم نيز شامل است و حرمت اكرام را براى آنها ثابت مىكند،حال اگر