شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٦٦ - ٦- قاعده در متعارضين، تساقط يا تخيير
مىگويد:انا المؤمن و اذا جاء المؤمن ارتفع عدم المؤمن.مؤمن بودن خبر ثقه وجدانى است،ولى منشا تعبدى دارد،يعنى شارع او را مؤمن قرار داده وگرنه عقل بدان اكتفا نمىكرد.
اصالة التخيير:موضوع تخيير عقلى عبارت است از حيرت و سرگردانى در دوران بين المحذورين فى المثل امر داير است ميان وجوب دفن ميت كافر با حرمت آن و مكلف مردد است كه جانب فعل را انتخاب كند يا جانب ترك را حال اگر خبر ثقهاى قيام كرد مبنى بر اينكه دفن ميت كافر واجب است اين خبر موضوع آن اصل را نابود مىكند و يك طرف را ترجيح مىدهد در نتيجه تحير مىرود پس دليل اماره بر دليل اصل تخيير عقلى وارد است؛يعنى موضوع او را مىبرد.
خلاصه:تخصيص عبارت است از خروج حكمى محض و صددرصد و ظاهرا و باطنا.
تخصص عبارت است از خروج موضوعى محض و صرف وجدانا و تكوينا.
حكومت عبارت است از خروج موضوعى ادعاء و تنزيلا و به تعبير جامعتر، تصرف دليل حاكم در دليل محكوم يا در عقد الوضع و يا عقد الحمل آن آنهم يا به نحو توسعه و يا تضييق.
و ورود عبارت است از خروج موضوعى وجدانا نه ادعاء،ولى منشا اين خروج تعبد شرعى است.
٦.قاعدۀ در متعارضين،تساقط يا تخيير
دو دليلى كه با يكديگر تعارض مىكنند از دو حال خارج نيستند:
١.يا هر دو دليل با يكديگر ازهرجهت مساوى هستند(متعادلين).
٢.و يا يكى از آن دو بر ديگرى از ناحيۀ سند يا دلالت و يا هر دو و يا مرجحات خارجيه برترى و امتياز دارند(متراجحين).
آنجا كه يكى از دو دليل بر ديگرى رجحان داشته باشد احكامش در امر سوم از سه امر اصلى باب تعادل و تراجيح به تفصيل خواهد آمد و اما آنجا كه متعارضين