شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٥١ - ٤- تعادل و تراجيح در دو دليل متزاحم
روى درياها اينجا عقلا تكليف قبيح است،ولى گاهى عمل فى نفسه امرى ممكن و جايز است در قدرت عقليه همين امكان عقلى در برابر استحاله معتبر است و در ما نحن فيه با وجود مزاحم هم انجام عمل عقلا ممكن است به اين وسيله كه واجب مزاحم را،يعنى حج را كه مشروط به قدرت شرعيه است ترك كند و اين واجب را انجام دهد.آرى،قدرت بر جمع بين آن دو ندارد،ولى قدرت بر اتيان يكى از آن دو دارد و وقتى اتيان به اين فرد از واجب و لو با وجود مزاحم ممكن بود شرط واجب كه قدرت عقليه باشد حاصل است چون در قدرت عقليه خصوصيت ديگرى دخالت دارد و وقتى كه شرط حاصل شد مشروط هم حاصل مىگردد،اما به خلاف قدرت شرعيه كه احتمال دارد قدرت خاصهاى منظور نظر شارع باشد وگرنه قيد نمىكرد و...
پس قياس نمودن قدرت عقليه به قدرت شرعيه بىوجه است.بنابراين،واجب مطلق از اين ناحيه بر واجب مشروط به قدرت شرعيه مقدم مىشود.
٥.دو واجب با يكديگر تزاحم كرده،ولى يكى از دو واجب از لحاظ زمان امتثال بر واجب ديگر تقدم دارد در اين مورد هم آنكه زمان امتثالش مقدم است اولويت دارد مثال:قيام در ركعت ا،ولى واجب است و در ركعت ثانيه نيز واجب است و اگر مكلف قدرت داشته باشد بايد هر دو ركعت را ايستاده بهجاى آورد،ولى مكلف در اثر مرض يا پيرى و فرسودگى از قيام براى هر دو ركعت عاجز است و تنها قادر است كه يك ركعت را ايستاده بهجا آورد و ديگرى را بايد نشسته بخواند حال امر داير است كه ركعت اولى را ايستاده بخواند و ركعت ثانيه را نشسته و يا بالعكس؟در اينجا ركعت اولى زمان امتثالش تقدم دارد پس به فعليت مىرسد و بايد ركعت اولى را ايستاده بخواند.
دليل مطلب:آن واجبى كه زمان امتثالش تقدم دارد هماكنون مستقر الوجوب گرديده و وجوبش به سرحد فعليت رسيده و حالت منتظرهاى ندارد،ولى واجبى كه در رتبۀ بعدى است الآن وجوبش فعليت پيدا نكرده،بلكه متوقف است كه زمان امتثال آن فرارسد و در همان آن مكلف قادر بر امتثال باشد تا وجوبش فعلى باشد و چون على الفرض قدرت بر انجام آن ايستاده ندارد پس بايد جالسا بهجاى آورد.