شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٠٤ - دليل از آيات قرآن
مىكند؟قرآن جواب مىدهد: قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ.
كيفيت استدلال:احياى مردگان در روز قيامت نظير ايجاد موجودات است،در روز اول خلقت در اين دنيا.آيه مىگويد:اين دو كه نظير هم هستند مساوى و برابرند و هر حكمى كه احدهما داشت ديگرى هم دارد و مورد قياس همچنين موردى است،بلكه بالاتر از اين خود خداوند در اين آيه به قياس استدلال نموده در مقابل آن فرد كافر، حال اگر قياس حجيت نداشت هرگز خداوند بدان استدلال نمىكرد.
جواب:اولا آيه نه بر مساوات دو نظير در تمام جهات دلالت دارد به جهت اينكه بسيارى از خصوصيات خلقت اوليه را احياى دوباره ندارد،خلقت اولى تدريجى است،ولى احياى ثانوى دفعى،خلقت اولى موقتى است،ولى زندگى ثانوى ابدى و...
و نه استدلال به قياس است كه خداوند قياس به كار برده باشد،بلكه آيه شريفه در مقام رفع استعباد منكرين قيامت وارد شده.توضيح اينكه مشركان و مخالفان خيال مىكردند كه هيچكس قدرت ندارد كه اين استخوانهاى پوسيده را دوباره احيا كند به يك نظر حق با آنهاست كه تعجب كنند چه كسى با عقل بشرى باور مىكند كه ابراهيم در آتش برود و آتش در او تأثير نكند چه كسى باور مىكند كه موسى عليه السّلام با عصا به جنگ ساحران رود؟چه كسى باور مىكند كه عيسى عليه السّلام مردگان را دوباره زنده گرداند؟!چه كسى باور مىكند كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با اشارۀ انگشت سبابه ماه را منشق سازد؟اين امور و امثال آن از جمله مسئله احياى دوبارۀ اموات در قيامت براى مردم عادى و مشركان عرب كه با منطق وحى آشنا نبودند پذيرفتن آنها جدا دشوار است همان گونه كه امروزه براى دنيا مسئله شهادتطلبى انقلابيون مسلمان ايران و ساير ممالك معمايى است حل نشده چون با منطق وحى آشنا نيستند و با عقل محاسبهگر نمىتوانند مطلب را محاسبه كنند.حال قرآن خواست جواب آنها را بدهد و ثابت كند كه چنين چيزى ممكن است و ما بين قدرت بر انشاى روز اول با قدرت بر احياى دوباره ملازمه است؛يعنى اگر قدرت بر انشاى روز اول بوده پس قدرت بر احياى دوباره هم هست.به دليل اينكه لو لم يكن القدرة على الاحياء موجودة لما كان القدرة على الانشاء موجودة و التالى باطل فالمقدم مثله و وقتى ملازمه ثابت شد از طرفى هم