شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٥٣ - ه حجيت ظواهر كتاب
مجتهد به هر آيهاى در قرآن برخورد كرد فورا مىتواند طبق آن فتوا دهد بدون هيچگونه بحث و تحقيق از وجود قرائن برخلاف ظاهر فى المثل اگر به عام قرآنى برخورد كرد بلافاصله چشمها را روى هم بگذارد و فتوا دهد،اگر به مطلق قرآنى رسيد طبق اطلاق آن فتوا دهد و...،بلكه مقصود اصوليين آن است كه بعد الفحص عن الناسخ و المخصص و المقيد و قرينه المجاز و الياس منها مىتوان به ظاهر قرآن عمل كرد.ثالثا:اصوليين كه معتقدند كه ما مىتوانيم طبق ظواهر قرآن فتوا دهيم و عمل كنيم منظورشان اين نيست كه هر انسانى چه عامى محض و چه شبيه عامى(فردى كه هنوز آشنايى كامل به نكات قرآنى پيدا نكرده)و چه مجتهد متبحر در فن همه مىتوانند طبق ظاهر قرآن عمل كنند،بلكه مرادشان اين است كه تنها كسانى كه سابقۀ معرفت و آگاهى به مضامين قرآن دارند مىتوانند به ظواهر عمل كنند و اين سخن اختصاص به قرآن ندارد،بلكه بهطور كلى هر سخن يا نوشتهاى كه حاوى مضامين عاليه و مطالب عميق و دقيق باشد همين حكم را دارد كه اشخاص ديگر و انسانهايى كه با زبان آن كتاب آشنا نيستند نمىتواند به ظواهر آن اعتماد نموده و عليه گوينده يا نويسنده احتجاج كنند و لو اين كتاب به زبان همان افراد نوشته شده فى المثل كسى كه فلسفه نخوانده و به مرادات فلاسفه آشنا نيست حق ندارد دربارۀ آنها قضاوت كند و آنها را با حربۀ تكفير براند و هكذا در عرفان و در هيئت و...و اگر شخصى كه آشناى به مقاصد فلاسفه يا عرفاى بزرگ نيست بخواهد از ظواهر كلمات آنها چيزى را استنباط كند و عليه آنها يا له آنها احتجاج كند عند العقلاء و اهل انصاف مستحق ملامت و سرزنش است،و قرآن مجيد هم از جملۀ همين كتب است كه حاوى مطالب دقيقه و نكات لطيفهاى است كه تا انسان با علوم مقدماتى و پايهاى اجتهاد آشنا نباشد نمىتواند از ظاهر قرآن چيزى بفهمد،ولى با اين حال كلام ظهورش محفوظ است و طبق قواعد و سنن اهل محاوره هم سخن گفته منتهى بايد ابتداء با مقاصد قرآنيه آشنا شد سپس قضاوت كرد و حتى در استعمالات عرفى هم چنين است كه شخص بايد به استعمالات يك جمعيت آگاه شود سپس قضاوت كند به عنوان نمونه كلامى را از كتاب شريف اصول فلسفه و روش رئاليسم نقل مىكنيم: