شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤٤ - ب اعتبار عدم ظن به خلاف
بيان ذلك:اين ظن فعلى به خلاف:
١.گاهى منشأش امرى است كه عند العقلاء و عند الشارع متبع است و هر دو در تفهيم مرادشان بدان اعتماد مىكنند مثل خبر واحد ثقه مثلا آيه قرآن ظهور در عموم دارد،ولى خبر واحد ثقه بر تخصيص قائم شد و براى مخاطب ظن فعلى برخلاف ظاهر آيه،يعنى عموميت حاصل شد در اين صورت وجود ظن فعلى به خلاف مضر است و سبب مىشود كه كلام متكلم از ظهور بيفتد و طبق مؤداى اين دليل معتبر ظهور درست شود(اين بخش هم مقبول شيخ است و هم مظفر).
٢.و گاهى منشأش امرى است كه عند العقلاء متبع است و عقلا بدان اعتماد مىكنند و ترتيب اثر مىدهند،ولى عند الشارع حجيت و اعتبارى ندارد مثل شهرت كه شرعا حجت نيست كما سياتى در باب ششم در اين صورت هم وجود ظن فعلى به خلاف به نظر مصنف مضر است و جلو ظهور كلام را مىگيرد چون ملاك در ظهور بناى عقلاست نه بناى شارع به خلاف شيخ انصارى كه اين را مضر نمىداند.
٣.و گاهى منشأ اين ظن فعلى به خلاف امرى است كه عند العقلاء و نه عند الشرع اعتبارى ندارد مثلا از پريدن كلاغ براى اين سامع ظن فعلى به خلاف پيدا شد اينگونه ظن به خلافى عند الشيخ و الآخوند و المظفر مضر به ظهور كلام نيست و جلوى بناى عقلاييه را نمىگيرد.
مثال:مولايى به عبدش گفت:اعط كن فقير درهما اين كلام ظهور در عموم دارد سپس پسر مولا آمد گفت:پدرم مىگويد به زيد فقير درهم نده اينجا عقلاى عالم و شاعر هر دو به اين خبر ترتيب اثر مىدهند و آمدن خبر مخصص عام مىشود و آن ظهور قبلى را به هم مىزند و ظهور ثانى در ما عدا الخاص پيدا مىشود،ولى گاهى شهرت قرينه مىشود،يعنى در اين شهر مشهور است كه اين مولا هرگاه مىگويد:به هر فقيرى درهمى بدهيد زيد را اراده نمىكند اين شهرت عند العقلاء متبع است،ولى عند الشرع معتبر نيست و گاهى از پريدن كلاغ يا از ديدن خواب اين عبد ظن قوى پيدا كرد كه نبايد به زيد يك درهم را بدهد اين ظن عند العرف و الشرع معتبر نيست.
در خاتمه:شايد منظور آخوند از آن ظن به خلافى كه فرمود(مضر نيست)همين