شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٩ - باب چهارم دليل عقلى
برويد اسبى را پيدا كنيد كه تمام دندانهاى او سالم است و بشماريد تا بدانيد كه اسب چند دندان دارد.)يا مثلا علامتهايى كه در كنار جادهها به منظور راهنمايى مسافران نصب مىگردد بايد از واضع آن علائم معانى هريك را پرسيد و با استحسانات و ترجيحات عقلى چهبسا هرگز به مقصد نرسيم حال احكام شرعيه هم از اين قبيل است فلذا عقل ابتداء و استقلالا قدرت ادراك آنها را ندارد.
سؤال:به كدامين دليل شما ادعا مىكنيد كه احكام خداوند توفيقى است و نياز به تبليغ شارع دارد؟
جواب:به دليل اينكه احكام شرعيه جزء قضاياى اوليه كه نيستند تا عقل ما با تصور طرفين و تصور نسبت بينهما استقلالا بتواند قطع بدان پيدا كند آنگونه كه در مثال الكل اعظم من الجزء مىتواند قطع پيدا كند.همچنين احكام شرعيه از قبيل مشاهدات هم نيستند تا با حس ظاهر و يا وجدان و حس باطن بتوانيم آنها را مشاهده نماييم آنگونه كه طلوع شمس را به حس ظاهرى مىشناسيم و يا تشنگى و گرسنگى را با وجدان و حس باطن درك مىكنيم،همچنين احكام شرعيه از قبيل تجربيات هم نيستند تا با كمك تجربيات و آزمايشات مكرر به دست آيند آنگونه كه تبديل به بخار شدن آب را در صددرجه حرارات با تجربه به دست مىآوريم و همچنين احكام شرعيه از قبيل قضاياى حدسيه هم نيستند تا بشر بتواند از راه حدس به آن احكام برسد آنگونه كه علم پيدا كردن به اينكه نور قمر از نور شمس است با حدس حاصل گرديده و در منطق به تفصيل بازگو شده و خلاصة الكلام اينكه شرعيات جزء هيچكدام از بديهيات سته نيستند تا انسان با عقل نظرى آنها را درك نمايد،پس بايد از طريق مبلغ حقيقى شريعت،يعنى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امامان معصوم عليهم السّلام تبيين گردد.
٢.آيا عقل نظرى قدرت دارد كه استقلالا و بدون استعانت شارع فلسفۀ احكام را درك كند؟فى المثل آيا مىتواند ادراك كند كه ملاك و مصلحت فلان واجب فلان امر بوده است؟آيا مىتواند بداند كه ملاك و مفسدۀ فلان حرام فلان امر بوده است؟
جواب:همان گونه كه عقل نظرى مستقيما و بدون وساطت ملازمه قدرت ادراك نفس احكام شرعيه را نداشت،عقل نظرى هم نمىتواند ملاكات احكام و فلسفۀ آنها