شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٤ - باب چهارم دليل عقلى
ب.قبح مثل ظلم و كذب كه قبيح است؛
ج.حسن مثل انصاف،صدق و...
ملاحظه مىكنيد كه جناب محقق در قسمت اول كلامش مباحث ظهورات لفظيه را با مباحث دليل عقلى خلط نموده است.
پس از جناب محقق،نوبت به جناب شهيد اول متوفاى سال ٧٨٦ هجرى مىرسد كه ايشان در مقدمه كتاب ذكرى دامنۀ مبحث را گسترش داده و بر هريك از دو بخش مطالب محقق اول مطالبى را افزوده اما بر بخش اول كه سه امر بود سه امر ديگر افزوده كه عبارتاند از:
١.مبحث مقدمه واجب كه حكم عقل به وجوب مقدمه يك عمل بر حكم و خطاب شارع به وجوب ذى المقدمه متوقف است.
٢.مبحث ضد كه حكم عقل به حرمت ضد بر امر شارع به فعل مامور به توقف دارد و بدون آن معنا ندارد.
٣.مسئله معروفۀ الاصل فى المنافع الاباحه و فى المضار الحرمة.
و اما بر بخش دوم نيز كه سه امر بود چهار امر ديگر را افزوده كه عبارتاند از:
١.برائت اصليه و ازليه؛
٢.ما لا دليل عليه كه معروف است به اسم عدم الدليل دليل العدم؛
٣.اخذ به اقل از باب قدر متيقن در موارد دوران امر بين اقل و اكثر؛
٤.استصحاب كه عند المتقدمين از امارات بوده و مدرك حجيت آنهم حكم عقل بوده،چنانكه در جلد چهارم ان شاء اللّه تعالى بحث خواهيم كرد.
ملاحظه مىكنيد كه جناب شهيد اول نيز بسيارى از مباحث ظهورات لفظيه و نيز اصول عمليه را با حكم عقل مورد نظر مخلوط نموده است اين بود مختصرى از شيوۀ علماى سلف دربارۀ دليل عقلى.
از طرفى هنگامى كه ما به كتب درسى و متداول حوزههاى علميه از قبيل كتاب معالم الاصول و فرائد الاصول و كفاية الاصول مراجعه مىكنيم به اين نتيجه مىرسيم كه اينها نيز دربارۀ دليل عقلى استقلال بحث نكردهاند و تنها به يك سرى اشارات گذرا