شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٦ - باب چهارم دليل عقلى
سازند و شاهد بر اينكه حقيقت امر براى خود اخباريين هم روشن نبوده گفتارى از محدّث بحرانى صاحب حدائق است كه در جلد اول حدائق آورده و آن اينكه مقام سوم دربارۀ دليل العقل است گروهى از علما آن را به اصل برائت و استصحاب تفسير نمودهاند و گروهى آن را به استصحاب منحصر كردهاند و گروه سومى آن را به لحن الخطاب و فحوى الخطاب و دليل الخطاب تفسير كردهاند و گروه چهارمى گفتهاند دليل عقلى عبارت است از برائت،استصحاب،تلازم بين الحكمين از قبيل مقدمه واجب و مسئله ضد و دلالت التزاميه و...
به عقيده جناب مظفر،اين تحليل هم ناقص است و جناب صاحب حدائق از دو مطلب غفلت نموده است:
١.از هريك از امور مذكور گفتگو كرده،ولى دربارۀ تلازم بين الحكمين از قبيل مقدمه واجب و...كه باب غير مستقلات را تشكيل مىدهند بحثى به ميان نياورده.
٢.دربارۀ حكم العقل به حسن و قبح نيز كه باب مستقلات عقليه را تشكيل مىدهد سخنى نگفته درحالىكه مقصود اصلى از دليل عقلى در مقابل ساير منابع احكام شرعيه عبارت است از همين دو بخش.
تا اينجا فى الجملة با فرازها و نشيبهاى مسئله در طول تاريخ آشنا شديم،حال وارد اصل بحث مىشويم.
بهطور كلى در رابطه با حجيت حكم عقل سه نظريه ابراز شده يكى نظريۀ اخباريين است كه دچار تفريط گشتهاند و مدعى شدهاند كه حكم عقل مطلقا حجيت ندارد حتى حكم عقل قطعى تا چه رسد به حكم عقل ظنى و يكى نظريۀ بيشتر دانشمندان اهل سنّت است كه گرفتار افراط گرديده و مدعى شدهاند كه حكم عقل مطلقا حجيت دارد حتى حكم عقل ظنى مثل قياس تا چه رسد به حكم عقل قطعى و سومى نظريه اصوليين شيعه است كه راه وسط را برگزيدهاند و از افراط و تفريط دورى جستهاند و مدعى شده است كه حكم عقل ظنى حجت نيست،ولى حكم عقل قطعى حجت است حال طرف اصلى بحث ما در مسئله حجيت حكم عقل اخباريين هستند.معظم اخباريين حجيت عقل را انكار نموده و مىگويند احكام خدا توفيقى