شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠١ - باب چهارم دليل عقلى
مرسله را عنوان كردهاند و در مقابل دانشمندان اخبارى مسلك شيعه كه براى حكم عقل و دليل عقلى چه قطعى و چه ظنى حسابى باز نكردهاند و تنها به ظواهر روايات اكتفا نمودهاند و در حقيقت حضرات اهل سنّت افراط كردهاند و حتى به احكام عقليۀ ظنيه هم اعتماد كردهاند و آقايان اخباريين دچار تفريط شده و حتى به حكم عقل قطعى هم اعتماد نكردهاند،ولى اصوليين شيعه اره وسط را برگزيدهاند و مدعى هستند كه حكم عقل غير قطعى ارزش ندارد،ولى حكم عقل قاطع يك حجت الهيۀ باطنيه است و قابل اعتماد است.
درعينحال كه مشهور اصوليين دليل عقلى را يكى از منابع فقه و استنباط احكام به شمار آوردهاند،ولى با كمال تاسف در كلمات اصوليين در طول تاريخ يك تفسير جامع و يك ضابطه كليهاى در رابطه با حكم عقل ارائه نشده بلكه بسيارى از اصوليين حكم عقل را از منابع فقه به حساب نياوردهاند و گروه اندكى هم كه به حكم العقل توجه نمودهاند منظور خود را از دليل عقلى تبيين نكردهاند و گروه ديگر هم دليل عقلى را طورى معنا كردهاند كه طريقى به سوى كتاب و سنت است نه اينكه يك منبع مستقلى در عرض آنها باشد.اينك فهرستوار به سير تاريخى مسئله دليل العقل اشاره مىكنيم.قديمىترين سخنى كه در اين رابطه بيان شده كلامى از شيخ مفيد است كه متوفاى سال ٤١٣ هجرى است.ايشان فرموده است:ادلۀ احكام شرعيه سه امر است:
١.كتاب،
٢.سنت پيامبر،
٣.كلمات ائمه عليهم السّلام.
سپس فرموده است:سه طريق ما را به اين منابع سهگانه هدايت مىكند:
١.بهطور شفاهى حكم از زبان معصوم گرفتن؛
٢.بهطور غير مستقيم از طريق گزارش راوى موثق حكم شرعى را دريافت كردن؛
٣.از طريق حكم عقل و منظور شيخ مفيد از عقل عبارت است از طريقى كه به وسيله آن حجيت قرآن و سنت ثابت مىشود.