شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٨٠ - ٤- طريقه تقرير
موافق شدند نتوان حدس قطعى به رأى امام عليه السّلام زد فى المثل تا زمان جناب علامه همه فقهاى شيعه آب چاه را در حكم آب قليل مىدانستند كه به مجرد ملاقات با نجس متنجس مىشود،ولى از زمان علامه تا به امروز همه مىگويند:آب چاه حكم آب جارى را دارد و با ملاقات،متنجس نمىشود حال از چنين اجماعى نتوان حدس قطعى به رأى معصوم زد.
٢.در اين طريقه نيز مانند طريقۀ قبلى،يعنى قاعدۀ لطف وجود و عدم افراد مجهول النسب اعتبارى ندارد.
٣.در اين طريقه مخالفت گروهى از فقها كه به گفتار آنان اعتماد مىشود،يعنى در محيطهاى علمى هستند و تخصص كامل در فقه دارند،ضرر دارد مثلا مخالفت امثال صاحب جواهرها،شيخ انصارىها و...اين اجماع را از ارزش مىاندازد آرى،مخالفت افرادى كه تخصص كامل ندارند ضررى نمىزند.
٤.طريقۀ تقرير
تقرير آن است كه در منظر و مسمع معصوم اجماعى تحقق يابد و امام عليه السّلام در برابر آن سكوت نمايد چنين اتفاقى از امضا و موافقت معصوم كشف مىكند و يقين مىكنيم كه حكم شرعى واقعى همين است وگرنه بر امام عليه السّلام واجب بود كه از باب ارشاد جاهل و يا نهى از منكر حكم الهى را بيان كند.
خصوصيات طريقه تقرير عبارت است از:
١.تمام شرايطى كه پيش از اين در مبحث سنت دربارۀ تقرير المعصوم گفتيم بايد در اين تقرير فراهم باشد كه عمدۀ شرايط اين بود كه اولا معصوم به مجمعين ملتفت بوده و از كار آنها آگاه باشد و ثانيا مانعى هم از ردع و منع نداشته باشد كه موانع را در آن باب ذكر كرديم.حال اگر اين شرايط به نحو قطع و جزم محرز شد از اين اجماع مىتوان موافقت معصوم را احراز كرد وگرنه نه.
٢.اگر ملاك تقرير امام عليه السّلام است ديگر اتفاق الكل موضوعيتى ندارد،بلكه اگر يك نفر هم در منظر و مسمع معصوم عملى را انجام دهد و يا حكمى را بيان كند و شرايط هم مهيا باشد و با اين حال امام عليه السّلام سكوت كند اين سكوت كاشف از موافقت امام عليه السّلام