شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٦٥ - سؤال اول
١.كسانى كه با پيامبر مقاتله مىكنند و سر جنگ دارند(ضد انقلابها).
٢.كسانى كه با پيامبر مقاتله نمىكنند،ولى به يارى پيامبر هم برنمىخيزند،بلكه بىتفاوتاند(بىتفاوتها).
٣.كسانى كه نه تنها با پيامبر مقاتله ندارند،بلكه در ركاب آن حضرتاند و او را يارى مىكنند(انقلابيون).
حال آيه مىگويد:آن كسانى كه با پيامبر مشاقه و سر جنگ دارند و يا اينكه با پيامبر مبارزه نمىكنند،ولى سكوت نموده و به گوشهاى خزيده و به يارى آن حضرت نمىشتابند هر دو گروه در عذاب جهنم خواهند سوخت،پس به قرينۀ صدر آيه ذيل آيه هم اختصاصى خواهد شد و عموميت در كار نيست،مصنف هم مىفرمايد:از آيه همين معنا استظهار مىشود و ما عرض مىكنيم:برفرض هم كه از آيه اين معنا استظهار نشود،ولى احتمال اين معنا هست و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال.
مسلك السنة:از سنت نبوى به ده روايت استدلال نمودهاند و ادعا كردهاند كه اين روايات تواتر معنوى دارند.به قول غزالى در كتاب المستصفى(ج ١،ص ١٧٥:
تظاهرات الرواية عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بالفاظ مختلفة مع اتفاق المعنى فى عصمة هذه الامة من الخطإ و اشتهر على لسان الثقات من الصحابة كعمر و ابن مسعود و ابى سعيد الخدرى و انس بن مالك و ابن عمر و ابى هريرة و حذيفة اليمان.
قدر جامعى كه همۀ اين روايات برآن دلالت دارند اين است كه امت پيامبر اسلام بر خطا و ضلالت اجتماع نمىكنند بنابراين،اگر امت اسلامى بر امرى از امور اتفاق نظر پيدا كردند حتما آن امر صواب و هدايت خواهد بود.سنىها مىگويند:اين روايات دلالت دارند بر عصمت امت اسلامى از خطا و گمراهى.بنابراين،همانطور كه كتاب و سنت معصوماند و يك منبع استنباط احكام الهى هستند هكذا اجماع المسلمين هم معصوم از خطا بوده و حجت مستقلى بر احكام شرعيه است.
جواب:مصنف از اين روايات هم جوابهايى مىدهند:
١.ما در سند اين روايات مناقشه داريم و صدور آن از معصوم براى ما مسلم و مورد وثوق نيست.