شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٢ - ١- موضوع مقصد سوم
محمولات:عوارضى كه مىخواهيم در اين مقصد براى آن موضوع كلى اثبات كنيم عبارتاند از حجيت و دليليت،كه يا اين عوارض براى اين موضوع اثبات خواهد شد و يا سلب خواهد شد.مثلا بحث مىكنيم كه آيا ظواهر كتاب حجت است؟آيا خبر واحد ثقه حجت است؟آيا قياس حجت است؟و...تا اينجا مطلب روشن است.از اينجا به بعد جناب مصنف وارد مطلبى مىشوند كه معمولا ساير اصوليين در اول علم اصول از آن بحث مىكنند و آن اينكه مشهور اصوليين عقيده دارند كه موضوع علم اصول عبارت است از منابع چهارگانه فقه يعنى كتاب و سنت و اجماع و عقل؛منتهى اختلافشان در اين است كه آيا ادله اربعه به وصف دليليت موضوع علم اصول واقع مىشوند و يا ذوات ادلۀ اربعه موضوع بوده و وصف دليليت و حجيت از عوارض و محمولات موضوع هست؟مشهور دانشمندان اصولى از جمله مرحوم ميرزاى قمى در قوانين الاصول عقيده دارند كه ادلۀ اربعه به وصف دليليت موضوع هستند؛يعنى در علم اصول بحث از حجيت كتاب يا سنت نمىشود،بلكه بحث از حجيت اينها در علم كلام مطرح است و در آن علم اصول حجيت اثبات مىشود،آنگاه پس از فراغت از حجيت در علم اصول از عوارض هريك بحث مىشود،به اين معنا كه الكتاب الذى هو حجه موضوع علم اصول است،السنة التى هى حجه موضوع است.
صاحب فصول و ديگران به ميرزاى قمى اعتراض كردهاند به اينكه لازمۀ سخن شما آن است كه تمام مسائل مقصد سوم از شمار مسائل اصوليه بيرون و در عداد مبادى اين علم قرار گيرند.
بيان ذلك:در منطق به ما آموختهاند كه در لغت عرب با يازده كلمه سؤال مىشود كه عمدهترين آنها سه كلمه است:«ما»،«هل»و«لم».حكيم سبزوارى مىگويد:
ان المطالب ثلاثة علم مطلب ما مطلب هل مطلب لم
هريك از اينها دو قسماند:١.ماء شارحه،٢.ماء حقيقيه،٣.هل بسيطه،٤.هل مركبه،٥.لم ثبوتى،٦.لم اثباتى.فعلا دو قسم هل مورد نظر است،به وسيلۀ هل بسيطه سؤال از اصل وجود و ثبوت شىء مىشود مثل:هل زيد موجود؟هل من خالق غير اللّه؟و...