شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١١٧ - ٤- خبر واحد
داريم و آن كسانى كه منكر حجيت خبر واحداند همانند سيد مرتضى و پيروان ايشان مدعىاند كه ما چنين دليل قاطعى بر حجيت خبر واحد نداريم،آنگاه جناب مصنف عباراتى از شيخ طوسى و عباراتى هم از سيد مرتضى نقل مىكنند به عنوان شاهد بر اين مدعايى كه داشتند كه اين عبارات واضح است و نيازى به توضيح ندارد.
حال كه معلوم گرديد كه نزاع در حجيت برمىگردد به نزاع در وجود دليل قاطع بر حجيت وارد بحث مىشويم.
در مسئله اقوالى وجود دارد كه بعضىها در حاشيۀ افراط گام برمىدارند و گروهى در ميدان تفريط قدم مىزنند و اكثريتى در راه وسط هستند و جمعا سه قول است:
١.گروهى از دانشمندان مىگويند:خبر واحد مجرد از قرينه مطلقا حجيت ندارد و آنها عبارتاند از سيد مرتضى و سيد بن زهر و علامه طبرسى صاحب مجمع در ذيل آيه نبأ و قاضى ابن براج و ابن ادريس،اين دسته براى اثبات مدعاى خويش به آياتى از قرآن و رواياتى از سنت و به اجماع علما تمسك كردهاند و مصنف فقط به اجماع اشاره كرده،سپس مىفرمايد:بعد از اين ادريس الى يومنا هذا اين نظريه طرفدارى نداشته و به اصطلاح فقها منقطع الآخر است.اين عده افراط كردهاند.
٢.گروه ديگرى از علماى اسلام كه عمدتا متأخرين اخباريين هستند مىگويند:
تمام رواياتى كه در كتب معروفه حديثى بهويژه كتب اربعه،يعنى الكافى(اصول، فروع و روضه)،من لا يحضره الفقيه،التهذيب و الاستبصار،تمام مقطوع الصدور بوده و براى ما يقين آورند و كليه اين روايات حجت هستند(اين عده تفريط نمودهاند).
٣.در مقابل دو دسته قبل مشهور فقهاى شيعه مىگويند:خبر واحد مجرد از قرائن قطعيه از باب ظن خاص حجيت دارد و خود اينها چند دستهاند:
الف.جماعتى مىگويند:تمام روايات كتب اربعه از باب ظن خاص حجيت دارند چه اين روايات موافق مشهور باشند و چه مخالف،ولى مقطوع الصدور نيستند.
ب.گروهى از قبيل صاحب المناهج مىگويند:تمام روايات كتب اربعه به استثناى رواياتى كه شاذ و برخلاف مشهورند حجيت دارند از باب ظن خاص.
ج.گروهى از قبيل محقق اول در معارج الاصول مىگويند:برخى از روايات كتب