شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٠٥ - ١- دلالت فعل معصوم
اين اصل صادق باشد بايد عكس نقيض آنهم صادق باشد كه:من لم تكن له فيه أسوة حسنة فليس ممن يواجه اللّه و اليوم الآخر.اين جمله مفادش تهديد است و وعدۀ عذاب داده به كسانى كه تأسى بر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ترك كنند و تهديد بر ترك دليل بر وجوب تأسى است با اين بيان ثابت مىگردد كه اقتدا به پيامبر در افعال و كارهايش واجب است و معناى وجوب اقتدا و تأسى آن است كه هر كارى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انجام داد بر ما انجام آن واجب باشد گرچه نسبت به خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مستحب يا مباح بوده به استثناى مواردى كه عمل از مختصات رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد؛يعنى به دليل قطعى ثابت شده كه اين عمل فقط در حق پيامبر واجب است لا غير مانند نماز شب و...
قوله و قيل:ميرزاى قمى و صاحب الفصول فرمودهاند:برفرض كه آيۀ مذكور دال بر وجوب تأسى نباشد،ولى لااقل دلالت بر حسن و استحباب تأسى دارد به نص خود آيه كه أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.
به استدلال به اين آيه براى وجوب تأسى،سه جواب داده شده است:
١.جواب علامه:اسوه و مقتدا بودن به اين معناست كه هر كارى پيامبر انجام داد من نيز آن كار را با دو ويژگى انجام دهم:
الف.چون او انجام داده من هم انجام مىدهم.ب.به هر وجه و عنوانى كه او انجام داده من نيز انجام مىدهم.بنابراين،اگر او به قصد وجوب بهجا آورده من بايد متعبد باشم و به وجه وجوب بهجا آورم و اگر او به قصد استحباب اتيان نموده من هم بايد ملتزم شوم كه به عنوان استحباب اتيان كنم و اگر او به عنوان اباحه اتيان كرده من هم معتقد به اباحه آن كار شوم؛يعنى بگويم آن كار در حق من مباح است آنگاه در مقام عمل آزادم يا اتيان مىكنم و يا نه اين است معناى تأسى صحيح و كامل به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در افعال و كارهايش بنابراين،اگر پيامبر عملى را به وجه استحباب يا اباحه اتيان كرده من اگر به وجه وجوب اتيان كنم كه اقتدا و تأسى به رسول نشده چون باطن عمل من قصد الوجوب دارد و باطن عمل پيامبر ندارد،پس ظاهر اعمال مثل هم،ولى باطن اعمال غير هم است و تأسى در ظاهر و باطن نشده.
صاحب فصول(در ص ٣١٣به جمله اخير كلام علامه اعتراض نموده و آن اينكه