شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٠٣ - ١- دلالت فعل معصوم
بدون هيچ قرينهاى مرتكب شود مثلا در هنگام رؤيت هلال دو ركعت نماز بهجا آورد اين عمل اگر هم دلالت بر وجوب يا استحباب آن عمل نداشته باشد لااقل دلالت بر مشروعيت و عدم حرمت آن عمل مىنمايد به دليل اينكه شخص معصوم هرگز مرتكب عمل حرام نمىشود.
باز ترديدى نيست در اينكه اگر معصوم فعلى را ترك نمود بدون هيچ قرينهاى مثلا در نماز قنوت را بهجا نياورد اين ترك معصوم اگر هم دلالت بر حرمت آن عمل نداشته باشد لااقل بر عدم وجوب آن دلالت مىكند به دليل اينكه معصوم هيچگاه ترك واجب نمىكند در اثر داشتن مقام عصمت.
و باز ترديدى نيست در اينكه اگر عمل معصوم همراه با قرائن خاصهاى باشد گاهى بيش از جواز و مشروعيت فعل را دلالت دارد مثلا اگر بر ما محرز شود كه امام عليه السّلام اين عمل را در مقام بيان حكمى از احكام شرعيه و عبادتى از عبادات انجام داد از قبيل وضو و صلات و حج و...اين عمل امام عليه السّلام وجه آن عمل را هم دلالت مىكند؛ يعنى دلالت دارد بر اينكه امام عليه السّلام آن عمل را به قصد الوجوب يا استحباب انجام داد البته تعيين وجوب يا استحباب در گرو دلالت ترينه است.مثال:امام صادق به حماد فرمود:آيا دو ركعت نماز صحيح مىتوانى بهجا آورى؟حماد كه پيرمرد هم بود عرض كرد:يا بن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من كتاب حريز را كه در رابطه با دستورات نماز نوشته شده خواندهام چگونه ممكن است نماز را بلد نباشم؟حضرت فرمود:برخيز و دو ركعت نماز بگذار،حماد امتثال نمود و وقتى كه از نماز فارغ شد امام فرمود:قبيح است كه شخص مسلمان نتواند دو ركعت نماز صحيح و با آداب بهجاى آورد سپس خود حضرت برخاست و دو ركعت نماز خواند سپس فرمود:اينگونه نماز بخوان.
در اينجا امام عليه السّلام در مقام بيان آداب نماز است و لذا مسلما كارهايى كه انجام داده يا واجب بوده و يا مستحب و باز ترديدى نيست در اينكه ظهور فعل همانند ظهور قول حجت است و مناط حجيت هر دو يكى است و آن بناى قطعيه عقلاييه بر اخذ به ظواهر است حتى در افعال و شاهد بر اينكه ظهور فعل امام عليه السّلام حجت است عبارت است از استدلالات مكرر فقهاى عظام در رابطه با حكم افعال وضوء و صلوه و...به