مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢ - نظریه کانت
آن قاعده یک قانون کلی گردد [١] پس هر فرمانی که از ضمیر درباره امری یافتی، بیندیش و ببین آیا میخواهی این کار و این راه یک قاعده عمومی باشد، میان خود و دیگران در این جهت فرق نمیگذاری، پس آن یک دستور اخلاقی است. اما اگر دیدی آن را فقط برای خود میخواهی و نمیخواهی یک قاعده عمومی باشد، پس معلوم میشود که آن فرمان ناشی از یک تمایل شخصی است نه از احساس تکلیف.
معیار دیگر این است که:
چنان رفتار کن که گویی انسانیت (نوع انسان) را، خواه در شخص خودت خواه در دیگری، در هر مورد همچون غایت میانگاری و نه به عنوان وسیله [٢] نظریه کانت تا حد زیادی دقیق است. در عین حال حاوی جزئی از حقیقت است نه تمام آن.
نظریه کانت تا آنجا که به وجود یک سلسله فرمانها و «باید» های غیرمشروط و کانون الهام بخش این فرمانها مربوط است صحیح است، ولی نواقصی دارد که ذیلًا توضیح میدهیم:
الف. کانت کوشش کرده که رفتارهای اخلاقی را ناشی از هیچ میلی نداند. این مطلب نمیتواند درست باشد. جای این پرسش است که آیا انجام دهنده تکلیف اخلاقی مایل به انجام تکلیف هست یا نه؟ اگر مایل نیست، آیا از انجام ندادن هراس دارد یا نه؟ و آیا ممکن است انسان فرمانی را اطاعت کند که نه مایل به اطاعت آن است و نه هراس از مخالفت آن دارد؟.
ب. کانت مفهوم «خوبی» و «خیر» را از اخلاق حذف کرده است. او کار اخلاقی را کاری نمیداند که به دلیل خوبی ذاتی و خیر ذاتیاش انجام یافته باشد، بلکه کار
[١]. کلیات فلسفه، ص ٦٠[٢]. همان، ص ٦١