مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦ - فلسفه بردگی
اینکه با منطق جور در نمیآید.
ما میشنویم که مردی نسبت به انسانهای دیگر آنچنان است که میگوید بر من گوارا نیست که من شکمم سیر باشد و- نه در همسایگی بلکه در دورترین نقاط- در حجاز یا یمامه، شکمِ گرسنهای باشد. حالا که در آن سرزمینها شکمِ گرسنهای است که من نمیتوانم آن را سیر کنم من اینجا شکم خودم را سیر نمیکنم. اصلًا بر من گوارا نیست، درد است، برای من رنج است که در یک گوشه دنیا شکمم سیر باشد و در گوشه دیگر دنیا شکمِ گرسنهای وجود داشته باشد.
هَیهاتَ انْ یغْلِبَنی هَوای وَ یقودَنی جَشَعی الی تَخَیرِ الْاطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجازِ اوِ الْیمامَةِ مَنْ لا طَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ وَ لا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ! اوْ ابیتَ مِبْطاناً وَ حَوْلی بُطونٌ غَرْثی وَ اکبادٌ حَرّی، اوْ اکونَ کما قالَ الْقائِلُ:
وَ حَسْبُک داءً أنْ تَبیتَ بِبِطْنَةٍ | وَ حَوْلَک اکبادٌ تَحِنُّ الَی الْقِدِّ [١] | |