مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٤ - تسلط بر نفس
تسلط بر نفس
راجع به مسئله اراده و به تعبیر دیگر تسلط بر نفس و مالکیت نفس، آنچه که در دستورهای اسلامی در این زمینه رسیده است تحت عنوان تقوا و تزکیه نفس آنقدر زیاد است که ضرورتی ندارد ما به عنوان یک شاهد دلیل بیاوریم که بله، در اسلام به مسئله تقویت اراده توجه شده است. همین قدر برای اینکه نمونهای به دست داده باشیم، جملهای را از نهج البلاغه نقل میکنم که جمله بسیار عالی و زیبایی در این زمینه است.
امیرالمؤمنین تعبیری دارند، اول درباره خطا و گناه میفرمایند: الا وَ انَّ الْخَطایا خَیلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیها اهْلُها مَثَل گناهان مثل اسبهای چموش است که اختیار را از کف سوار میگیرند.
میدانیم گناه از آنجا پیدا میشود که انسان تحت تأثیر شهوات و میلهای نفسانی خودش برخلاف آنچه که عقل و ایمانش حکم میکند، عملی را انجام میدهد.
ایشان میفرمایند حالت گناه، حالت از دست دادن انسان مالکیت نفس خود را است. آنوقت در مورد تقوا که نقطه مقابل آن است میفرماید: الا وَ انَّ التَّقْوی مَطایا [١] ذُلُلٌ [٢] ولی مَثَل تقوا مثل مرکبهای رام است که اختیار مرکب دست سوار است نه اختیار سوار دست مرکب؛ یعنی او فرمان میدهد، این عمل میکند، لجامش را به هر طرف متمایل کند به همان سو میرود بدون آنکه لگدپرانی و چموشی کند.
و هیچ مکتب تربیتی در دنیا اعمّ از مادی یا الهی پیدا نشده است که بگوید خیر، تقویت اراده یعنی چه؟! انسان باید صددرصد تسلیم میلهای خودش باشد و هرطور که خواهش نفسانی او حکومت کرد، همانطور عمل کند. بله، مردمِ این گونه در دنیا زیادند اما یک مکتبی که مدعی تربیت انسان باشد و از این اصل طرفداری کند وجود ندارد. سارتر و امثال او (اگزیستانسیالیست ها) در موضوع آزادی چیزهایی گفتند که نتیجه منطقی حرف آنها همین بود- و به آنها در این زمینه خیلی انتقاد کردند- و لهذا کم کم کار به جایی رسید که در خود اروپا اگزیستانسیالیسم مساوی شد با کامجویی و شهوترانی و لاابالیگری و بیبندوباری. ولی بعد آنها هم
[١]. مطایا جمع مطیه به معنی مرکب است.[٢]. نهج البلاغه، خطبه ١٦