مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤ - حقوق مردم بر یکدیگر
مطلق است. در نظام تکوین، مخلوقات در یکدیگر تأثیر دارند و از یکدیگر متأثر میشوند، به یکدیگر بهره میدهند و از یکدیگر بهره میبرند. در نظام اجتماع هم بر طبق نظام تکوین، حقوقی و دیونی وضع شده که همه از یکدیگر بهره ببرند و به یکدیگر بهره برسانند تا اجتماع سیر کمالی خودش را طی کند. اما ذات اقدس الهی از این معانی منزّه است. هرچه از ناحیه ذات اقدس او به بندگان رسیده و میرسد همه تفضّل است، احسان است، جود است، و به همین دلیل مخلوقاتْ سراسر وجودشان نسبت به ذات اقدس الهی دَین است، یک پارچه مسئولیت و مدیونیت میباشند (لایسْئَلُ عَمّا یفْعَلُ وَ هُمْ یسْئَلونَ) [١].
بعد میفرماید: مهمترین حقوقی که خداوند در این عالم قرار داده حق والی بر رعیت و حقوق رعیت بر والی است، و این حقوق را مایه نظام الفت و عزت قرار داده. اگر این حقوق متبادل شود آنوقت حق مطلقاً محترم میگردد، کار دین درست میشود، محیط و زمان اصلاح میگردد. شما نباید توقع داشته باشید که صلاح من به تنهایی کافی باشد برای اصلاح امور. من خودم شخصاً تا آخرین درجه، رعایت وظایف خودم و حقوق شما را میکنم. این کافی نیست، شما هم باید صالح باشید.
همان طوری که من حقوق شما را رعایت میکنم، شما هم حق مرا رعایت کنید تا همه کارها درست شود و کارها بر محور خود بچرخد.
یکی از مورخین عصر ما بعد از آنکه بحثی میکند راجع به سیرت و حکومت علی علیه السلام، میگوید: از اینجا معلوم میشود که تنها اینکه خلیفه و زمامدارْ بیدار و عادل و خیرخواه و طالب رضای خدا باشد، قادر بر حل مشکلات باشد، کافی نیست؛ عامه مردم هم باید هوشیار و آشنا به حقوق و وظایف خود باشند، باید از هوشیاری و میل به عدالت بهرهمند باشند، باید آنها هم خواستار حق و عدالت بوده باشند.
خود امیرالمؤمنین (سلام اللَّه علیه) در یکی از نامهها به یکی از عمّال خود مینویسد:
حقی که مردم بر والی دارند این است که نعمتها اخلاق او را تغییر ندهد و به
[١]. انبیاء/ ٢٣