مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٠ - معاشرت با صالحان
مقصود این است که شما اگر کسی را دوست و خلیل بگیرید، با کسی دوست بشوید، دین او را هم پذیرفتهاید.
در نهج البلاغه تعبیری است به این صورت:
مُجالَسَةُ اهْلِ الْهَوی مَنْساةٌ لِلْایمانِ [١].
نشست و برخاست کردن با مردم هواپرست و غافل از خدا، فراموشی ایمان است.
اگر «مَنساة» مصدر میمی باشد، مَنساةٌ لِلْایمان میشود فراموشی ایمان، و اگر اسم مکان باشد- که بیشتر در این مورد اطلاق میشود- تعبیر، جالبتر میشود:
فراموشخانه ایمان، فراموشگاه ایمان [٢] ایشان میفرمایند: همنشینی با هواپرستان فراموشخانه ایمان است، یعنی انسان آنجا که برود اصلًا ایمان را فراموش میکند.
در یکی از آیات قرآن، در سوره طه و ظاهراً خطاب به موسی بن عمران میفرماید:
فَلا یصُدَّنَّک عَنْها مَنْ لا یؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَویهُ فَتَرْدی [٣].
به موسی بعد از پیغمبری هشدار میدهد که: مردم بیایمان مانع تو نشوند. این مانعیت غیر از مانعیت زوری و جبری است که مثلًا فرعون به زور نگذارد تو کارت را بکنی، چون دنبالش دارد: وَ اتَّبَعَ هَویهُ فَتَرْدی. ای موسی! بی ایمانها تو را از راه بدر نکنند که تو هم دنبال هوا بروی و هلاک بشوی.
از این آیه استنباط کردهاند که هشداری به موسی دادهاند که خلاصه مواظب و
[١]. نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ٨٥[٢]. در عصر ما «فراموشخانه» مصطلح بود که آن مردک (میرزا ملکم خان) درست کرده بود. البته این یک حقه بازی بوده که میرفتند آنجا، چیزهایی به آنها میگفتند، وقتی بیرون میآمدند چیزی بروز نمیدادند. اسمش را گذاشته بودند «فراموشخانه».[٣]. طه/ ١٦