مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٣ - دین، تنها ضامن اجرای اخلاق
مسلّم این است که دین لااقل به عنوان یک پشتوانه برای اخلاق بشر ضروری است.
این است که داد و فریادشان در این زمینه بلند است- با تعبیرات مختلف- که بشر هر اندازه از لحاظ صنعت و تمدن پیش رفته، از نظر اخلاق عقب مانده است، چرا؟
زیرا مکاتب اخلاقی وجود نداشته. مکاتب اخلاقی که از قدیم بوده بیشتر مذهبی بوده و بس، و به هر نسبت که دین و ایمان ضعیف گردیده عملًا دیده شده است که اخلاق بشر پایین آمده. این است که برای ایمان، لااقل به عنوان پشتوانهای برای اخلاق- اگر نگوییم تنها ضامن اجرای آن- باید ارزش فوق العاده قائل باشیم.
مسئله دیگر مسئله نسبیت اخلاق است که آیا اخلاق مطلق است یا نسبی؟ یعنی آیا ممکن است یک چیز برای بعضی افراد اخلاق باشد و برای افراد دیگر اخلاق نباشد، و یا در یک زمان اخلاق باشد و در زمان دیگر ضد اخلاق باشد؟ اگر این سخن را بگوییم، تقریباً امری مرادف با انکار اخلاق میشود، یعنی اخلاق امری متغیر و لغزان میگردد که در هیچ جا حکم ثابتی ندارد. عدهای معتقدند که اخلاق، نسبی است و مخصوصاً تحولات اقتصادی، اخلاق را دائماً عوض کرده و میکند؛ اخلاق دوره شکار و دوره صیادی غیر از اخلاق دوره کشاورزی بوده است و اخلاق دوره کشاورزی غیر از اخلاق دوره ماشینی است، و به همین جهت به این مسئله متمسّک میشوند که بسیاری از امور مثلًا امور مربوط به زن و مرد و مسائل مربوط به عفت و حیا و غیره، اخلاق دوره کشاورزی بوده و دوره صنعتی اخلاق دیگری را ایجاب میکند، و به این جمله منسوب به حضرت امیر نیز استناد میکنند که: لاتُؤَدِّبوا اوْلادَکمْ بِاخْلاقِکمْ لِانَّهُمْ خُلِقوا لِزَمانٍ غَیرِ زَمانِکمْ..
اگر معنای این جمله این باشد که بچه هایتان را به اخلاق خودتان تربیت نکنید چون آنها متعلق به زمانی غیر از زمان شما هستند، و این حرف را با این کلّیت قبول کنیم، دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود.
مسئله دیگری که با نسبیت اخلاق بستگی دارد تربیت است، زیرا اگر اخلاق نسبی باشد نمیتوانیم اصول ثابت و یکنواخت برای تربیت پیشنهاد کنیم.