مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧ - ترحم به حیوانات
عَمَّنْ ظَلَمَک [١].
یک کسی درباره شما مرتکب خطا یا جُنحه و یا جنایتی میشود. البته در اینجا بخشی از عمل مربوط به شخص شماست و بخش دیگر مربوط به جامعه. مثل اینکه قاتلی میآید انسانی را میکشد. این عمل، هم جنبه جنایی دارد و هم جنبه اجتماعی. سخن در آنجاست که آن عمل به جامعه ارتباط ندارد و حقی در جامعه تولید نمیشود. یک کسی به شما تهمتی زده، دروغی بسته، از شما غیبتی کرده و از این نوع کارها، یا از همان کارها ولی نه از جنبه اجتماعیاش بلکه از جنبه شخصی و فردیاش؛ شما عفو و گذشت میکنید. او تقاضای بخشش میکند، شما هم میبخشید، میگذرید. این عمل نیز یک عمل اخلاقی تلقی میشود مافوق عمل عادی، و یک نوع عمل قهرمانانه.
حق شناسی و وفا
دیگری به انسان احسان و نیکی کرده. عکس العمل انسان در مقابل او دو جور میتواند باشد: یکی اینکه بعد که فهمید به اصطلاح خرش از پل گذشته اصلًا اعتنا نمیکند، فراموش میکند و کاری به کار او ندارد؛ و دیگر اینکه در مقابل او تا آخر عمر حق شناسی میکند، نیکی او را فراموش نمیکند، تشکر میکند و وفا به خرج میدهد؛ بعد از بیست سال هم اگر یک وقتی پیش بیاید که آن شخص احتیاجی داشته باشد، فوراً به حکم هَلْ جَزاءُ الْاحْسانِ الَّا الْاحْسانُ [٢]- که خود همین، یک اصل اخلاقی فطری است که قرآن ذکر کرده است- در مقام پاداش و احسان او برمیآید.
این عمل یک عمل اخلاقی است.
ترحم به حیوانات
حتی حیواناتی که از یک نظر پلیدند، آن پلیدی منافات ندارد با ترحم به آنها. مثلًا
[١]. تحف العقول (با ترجمه)، باب «مواعظ النبی و حکمه»، ص ٨ [ترجمه: سه چیز از اخلاق بزرگوارانه است: به آن که با تو قطع رابطه کرده است بپیوندی و به آن که تو را محروم داشته است ببخشی و کسی را که به تو ظلم کرده است عفو نمایی.][٢]. الرحمن/ ٦٠ [ترجمه: آیا جزای نیکی غیر از نیکی است؟]