مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧١ - معیار فعل اخلاقی چیست؟
دوم این است که نه، انسان را میشود به گونهای ساخت که ملکاتی پیدا کند که به موجب آن ملکات، فعل اخلاقی از او صادر بشود. بعد در اینجا بحث دیگری پیش میآید که آیا برای ساختن انسان به این گونه، دین ضروری است یا نه؟
سخن داستایوسکی
بعضی گفتهاند: اگر خدا نباشد (یعنی اگر اعتقاد به خدا نباشد و انسان اینجور فکر کند که خدایی نیست) همه چیز جایز است. این جمله از داستایوسکی معروف است که گفته است: اگر خدا نباشد، همه چیز جایز است؛ یعنی یگانه معیار برای اینکه انسان برای خودش «باید» و «نباید» داشته باشد که این کار خوب است، آن کار بد است، این کار را باید کرد، آن کار را نباید کرد، و از مسئله دنبال طبیعت و شهوت و غضب رفتن بیرون برود، این است که دین در کار باشد. اگر خدا و دین باشد، همه این حرفها معنی دارد و اگر خدا و دین نباشد هیچ یک از این سخنان معنی پیدا نمیکند. این یک نظریه. ما فعلًا در این جهت بحث نمیکنیم. میخواهیم درباره فعل اخلاقی بر مبنای ساختمان و ساختن انسان بحث کنیم، حال اگر دین نقشی داشته باشد بحثش را خواهیم کرد. فعلًا نظریات را نقل میکنیم. برخی خواستهاند اخلاق منهای دین پیشنهاد کنند. «منهای دین» نه معنایش این است که حتماً باید دین نباشد، بلکه یعنی اخلاق مستقل عقلی. آنهایی که خواستهاند اخلاق مستقل عقلی پیشنهاد کنند، نظریاتشان اینهاست که برایتان عرض میکنم.
معیار فعل اخلاقی چیست؟
بعضی گفتهاند که معیار فعل اخلاقی این است که غیر، هدف باشد. هر فعلی که هدف از آن فعل، خود انسان باشد غیر اخلاقی است و هر فعلی که هدف از آن فعل، خود انسان نباشد، غیر باشد، انسان یا انسانهای دیگر باشد، آن فعل میشود فعل اخلاقی.
پس فعل اخلاقی یعنی فعلی که هدف از آن فعل، غیر باشد. بنا بر این تعریف، فعل اخلاقی از روی غایت تعریف شده. در منطق خواندهاید که میگویند: تعریف شیء یا به علل داخلی است یا به علل خارجی. تعریف به علل داخلی یعنی از راه جنس و فصل (ماده و صورت) و تعریف به علل خارجی یعنی از راه علت فاعلی یا از راه علت غایی. بنا بر این تعریف، اخلاق را از راه غایت تعریف کردهاند، گفتهاند فعل