مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٥ - وجدان عمومی
خودخواهی، به هیچ چیز حتی به انسان محدود نمیشود، تمام عالم وجود و هستی را دربرمی گیرد ولی هستی در مسیر کمال خود، یعنی در مسیر حق پرستی و حق خواهی و آنچه که خدا برای عالم میخواهد یعنی سعادت، که انسان آن چیزی را بخواهد که خدا میخواهد. خروج از خودپرستی به معنی واقعی، آن وقت حقیقت پیدا میکند که در یک مرزی متوقف نشود حتی مرز انسانها. لهذا ما در اسلام به عنوان انسان دوستی چیزی نداریم که بخواهد ما را به انسانها محدود کند، بلکه در اسلام کلمه حق و خدا مطرح است؛ دایره خیلی از اینها وسیعتر است و البته گاهی محدود میشود، نه به این معنی که بدخواه کسی باشد، بلکه در عمل نمیتوان با همه انسانها یک جور رفتار کرد. با کسانی که میخواهند سد و مانع حق و حق طلبی گردند رفتار دیگری باید داشت و مانند یک دشمن باید رفتار کرد، مثل دندان فاسد که باید آن را کند، اما این بدان معنی نیست که انسان بدخواه دندان خودش است، بلکه کار به مرحلهای رسیده که اگر این عضو فاسد بیرون نیاید بدن را ناراحت میکند، مزاج و دندانهای دیگر را خراب میکند.
وجدان عمومی
بنابراین آن «وجدان عمومی» که در ابتدا گفته شد منظور فقط دوست داشتن همه انسانها نیست بلکه بالاتر از آن، دوست داشتن همه اشیاء و در عین حال در عمل و در مسیر تکامل، برداشتن موانع از پیش پاست، که هم انسان و هم کل عالم، موجودات متوقفی نیستند.
در این زمینه که اسلام به اصول انسانیت توجه دارد نه به فرد و شخص، مثالهایی هست. مثلًا قرآن خطاب به مسلمین میفرماید:
یا ایهَا الَّذینَ امَنوا کونوا قَوّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یجْرِمَنَّکمْ شَنَئانُ قَوْمٍ عَلی الّا تَعْدِلُوا اعْدِلوا هُوَ اقْرَبُ لِلتَّقْوی وَ اتَّقُوا اللَّهَ انَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلونَ [١].
[١]. مائده/ ٨