مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - خداشناسی، پایه و اساس دین
عبارت است از روحهای مستعد و قلبهای منزّه و صافی یک عده از افراد بشر که به نام «انبیا» و «پیغمبران» نامیده میشوند. و همچنین به دلیل اینکه اصل توحید ثابت است و موجودات به کمال لایقشان رسانده میشوند و از طرفی در وجود انسان نمونهای از نشئه دیگر وجود دارد، پس انسانها سوق داده میشوند به سوی نشئه دیگر که نشئه عالم آخرت است. پس اصل توحید است که مانند تنه و ریشه یک درخت، شاخهها و برگها و میوهها به وجود میآورد.
در میان بشر مردمانی پیدا شدند که درباره پیغمبران خدا راه اغراق و غلوّ پیمودند و آنها را به منزله خدایان کوچک فرض کردند. بدیهی است که این فکر و عقیده سخیف از آنجا پیدا شده که پایه اول یعنی اصل توحید درست نبوده و شناسایی خداوند حاصل نشده، وگرنه چگونه ممکن است کسی اندک آشنایی به عظمت ذات احدیت داشته باشد و آنگاه بشری را- که به تعبیر قرآن کریم مالک نفس خود نیست و اختیار نفع و ضرر و موت و حیات و رستاخیز خود را ندارد- به عنوان شریک خدا و یا به عنوان خدای کوچک بپذیرد؟.
و همچنین است سایر شاخهها و برگها و میوههای دین؛ هرکدام از آنها اگر بر اصل توحید استوار باشد، خوب و مفید و شیرین خواهد بود و اگر بر این اصل استوار نباشد آن فایدهای را که باید ببخشد نمیبخشد. مثلًا یکی از شاخهها و متفرعات که در مرحله عمل به حکم دین باید وجود داشته باشد مسئله محترم شمردن حقوق و حدود خود و دیگران است. اصل توحید اقتضا میکند که ما خداوند را عادل و حکیم و بینا بدانیم. خدای عادل حکیم هرگز دستور ظالمانه صادر نمیکند. خدای حکیم طبق نصّ قرآن مجید امر میکند به عدل یعنی رعایت حقوق دیگران و امر میکند به احسان یعنی به گذشت و فداکاری و فایده رساندن به دیگران. خدای عادل حکیم نهی میکند از کارهای زشت و پلید و از کارهایی که عقل آنها را قبیح و زشت و منکر میشمارد. خدای عادل حکیم نهی میکند از ظلم و تجاوز به حقوق دیگران. ولی همیشه در گذشته و حال بوده و هستند و در آینده نیز به قیاس گذشته و حال خواهند بود کسانی که مرتکب فحشاها و زشتیها و ظلمها و تجاوزها میشدهاند و بعد هم ادعا میکردهاند که خدا اینطور دستور داده است. در