مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٢ - مکتب اخلاقی راسل
کار اخلاقی آن کاری است که در دوردست، منافع را تأمین میکند و کار غیر اخلاقی یعنی کاری که در آن انسان فقط همان نزدیکش را میبیند.
ما یک مثال دیگر عرض میکنیم: بچهای که میخواهد به دبستان برود، نزدیک بین است، برای همین امروزش فکر میکند و متأسف است که امروز من باید به مدرسه بروم، چهارساعت در آنجا باشم، بازیهای من و این همه خوشی از من فوت بشود. خودش را بین یک خوشی و یک زحمت میبیند: خوشی امروز و زحمت امروز. تیزهوشی ندارد که دنبال قضیه را ببیند که اگر من امروز درس نخوانم بعدها این درس نخواندن به کجا منتهی میشود و درس خواندن به کجا منتهی میشود. او نمیفهمد ولی پدر و مادر میفهمند. آنها سود بچه را میخواهند، بچه هم سود خودش را میخواهد، ولی بچه سود خودش را در شعاع کوچک میبیند، پدر و مادر سود او را در شعاع بزرگ میبینند. و لهذا آن منفعت بینی پدر و مادر منتهی میشود به تحمل چنین محرومیت و رنجی که رنج درس خواندن باشد، ولی بچه چون نزدیک بین است نمیخواهد این کار را انجام دهد.
[طبق این مکتب] تمام کارهای اخلاقی از این قبیل است: من باید راست بگویم، سود من در راست گفتن است، اگر دروغ بگویم افراد دیگر نیز به من دروغ میگویند. من باید امین باشم، اگر امانت به خرج ندهم هیچ کس امانت به خرج نمیدهد و این صددرصد به ضرر من است، پس نفع من در امین بودن است.
سخن راسل در واقع انکار اخلاق به عنوان یک ارزش است، چون اخلاق را در سود پیاده کرده. پس اولین ایرادی که به آقای راسل وارد است این است که اخلاقی که او پیشنهاد میکند فاقد ارزش متعالی و قداست است و چیزی مافوق منفعت نیست بلکه خود منفعت است، و این برخلاف شعارهایی است که خود راسل میدهد. یکی از کسانی که شعارهایش بر ضد فلسفهاش میباشد راسل است. او خودش را در دنیا به انسان دوستی و انسان خواهی معروف کرده بود و حال آنکه اصلًا فلسفهاش بر ضد آن است، فلسفهاش فلسفه منفعت خواهی است. پس تمام ارزشهای صلح دوستی راسل به شخص خودش برمیگردد: چرا من امروز در انگلستان با جنگ در ویتنام مخالفت میکنم؟ برای اینکه سود شخص من در این است. بنابراین کار تو ارزش ندارد.
ثانیاً این اخلاق پیشنهادی فقط در جایی نافع است که قدرتها متساوی باشند،