مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٩ - نقد این نظریه
کلی فلسفی که طبیعت، کمال خودش را همیشه از راه تبدیل تغییرات کمّی به تغییرات کیفی یعنی از راه انقلابی طی میکند، نه در طبیعت غیر انسان صادق است و نه در طبیعت انسانی. اگر ما قلمه یک درخت را به زمین غرس کنیم، کی یک چنین تغییرات کیفی پیدا میکند؟! چون حرکت میکند، پس شما باید قائل باشید که این خودش در مرحله اول تز بوده و بعد ضد خودش را در درون خودش داشته که حرکت کرده است. تازه این هم قبول نیست که به علت ضد درونی خودش حرکت کرده. حالا فرضاً تا اینجا را قبول کنیم. ما مثلًا یک نهال گلابی به زمین مینشانیم.
این نهال تدریجاً راه تکامل خودش را طی میکند تا درخت جوانی میشود. سالها میوه میدهد، بعد هم پیر میشود، هیچ هم تغییر کیفی پیدا نمیکند و میمیرد. پس به دلیل اینکه این نهال حرکت کرده، به قول شما مرحله تز و آنتی تز یعنی مرحله شیء و ضد، یا مرحله حکم و ضد حکم را طی کرده است. ولی آن مرحله حکم مرکب یا مرحله سنتز را که ما ندیدیم به آن برسد. اگر بگویید تمام این درخت مرحله حکم است و ضدش آن وقتی است که میمیرد و ضد ضدش آن وقتی است که بار دیگر درخت دیگری به وجود میآید، میگوییم پس آن حرکتی که در آن مرحله پیدا کرده بود چه بود؟ بیست سال در حال حرکت بود. شما که میگویید تا تضاد در درونش نباشد، حرکتی پیدا نمیشود.
بنابراین نه طبیعت بیجان چنین قانونی دارد و نه طبیعت جاندار. یک انسان که متولد میشود چطور میتوان دوران عمرش را با این مراحل سه گانه تطبیق کرد؟! چنین چیزی نیست.
پس ایراد دوم این است که این فرضیه بر این اساس است که یگانه راه تکامل، انقلاب است چه در طبیعت و چه در اجتماع؛ و چون این نظریه از این نظر هم قابل تأیید نیست، بنابراین این اخلاق قابل تأیید نیست.
پس دو ایراد [بر این مکتب اخلاقی وارد است.] ایراد اول این است که ما قبول نداریم که تکامل جامعه یگانه معیار باشد، چون این امر مبتنی بر اصل اصالت اجتماع و اعتباریت فرد است و این علمی و حقیقت نیست. بنابراین ما اگر تکامل را هم معیار بدانیم، تک ارزشی نیستیم، معیارهای فردی هم وجود دارد. ثانیاً فرضاً ما تکامل را یگانه معیار بدانیم، قبول نداریم که تکامل همیشه از راه انقلاب باشد.
موارد بسیار معدود و استثنایی را نمیشود دلیل گرفت بر اینکه سراسر طبیعت چنین