مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٣ - تعبیر راسل
انسان هم گاهی خسته میشود و احتیاج به استراحت دارد (مقصود از دل، روح است). در این صورت، دیگر فکرهای سنگین را به او تحمیل نکنید، حکمتهای طرفه و طریف (یعنی اعجابانگیز و خوشحال کننده) از قبیل ذوقیات و ادبیات را به او عرضه بدارید تا سر نشاط و سر حال بیاید.
در حکمت ٣٠٤- که معلوم است در آنجا نظر به عبادت است که عبادت را هم نباید بر روح تحمیل کرد بلکه باید آن را با نرمش بر روح وارد نمود، یعنی از میل و حالش باید استفاده کرد- میفرماید: انَّ لِلْقُلوبِ اقبالًا وَ ادْباراً، فَاذا اقْبَلَتْ فَاحْمِلوها عَلَی النَّوافِلِ وقتی که دیدید دل نشاط دارد، حال دارد، اقبال دارد، آن وقت وادارش کنید نافله را هم بخواند، چون حالش را دارد، وَ اذا ادْبَرَتْ فَاقْتَصِروا بِها عَلَی الْفَرائِضِ وقتی میبینید که میل ندارد، به همان فرایض اکتفا کنید، عبادت را هم به او تحمیل نکنید. اینها همه نشان میدهد که حالت روح را باید خیلی ملاحظه کرد، حتی در عبادت. عبادت هم اگر بر روح انسان جنبه زور و تحمیل داشته باشد علاوه بر اینکه اثر نیک نمیبخشد، اثر سوء نیز میبخشد.
تعبیر راسل
راسل در کتاب زناشویی و اخلاق تعبیری دارد. او آدم ادیبی است. بیش از آنکه فیلسوف باشد، ادیب و شاعر مسلک است و در بیاناتش تعبیرات ادبی و شاعرانه زیاد به کار میبرد. تربیتهای مبنی بر ترس و ارعاب را به تربیتهای خرس مآبانه تعبیر میکند. میگوید:
حس گناه، پشیمانی و ترس نباید بر حیات کودک مستولی شود [١]. کودکان باید شاد، خندان و خوشبخت باشند و نباید از شناخت امور طبیعی روگردان شوند. چه بسا که تربیت را مانند تعلیم خرسها در سیرک شمردهاند. میدانیم چطور به این خرسها رقص میآموزند. آنها را روی یک صفحه آهنین داغی میگذارند و برای ایشان فلوت میزنند، آنها میرقصند، زیرا اگر دائماً بایستند کف پایشان میسوزد. نظیر این وضع
[١]. البته بحث ما اکنون روی همان کلمه ترس است و فعلًا روی حس گناه بحثی نداریم.