مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٥ - فرازی دیگر از دعای مکارم الاخلاق
اطْفاءِ النّائِرَةِ وَ ضَمِّ اهْلِ الْفُرْقَةِ وَ اصْلاحِ ذاتِ الْبَینِ وَ افْشاءِ الْعارِفَةِ وَ سَتْرِ الْعائِبَةِ وَ لینِ الْعَریکةِ وَ خَفْضِ الْجَناحِ..
خدایا! مرا مزین کن به زینت صالحان، مرا بپوشان به لباس زیبای پرهیزکاران و متقیان.
بعد برای اینکه مردم بفهمند که او زینت صالحان و جامه متقیان را چه میشناسد، میفرماید: فی بَسْطِ الْعَدْلِ در گسترش دادن به عدالت. زینت صالحان و جامه زیبای متقیان این است که عدالت را گسترش میدهند. وَ کظْمِ الْغَیظِ وقتی که خشم میگیرم، بتوانم بر خشم خود غالب بشوم و خشم خود را کظم کنم. «کظم» یعنی چه؟ غیظی که انسان پیدا میکند، درست حالت عقدهای را دارد که در انسان پیدا میشود. حل کردن این عقده را «کظم» گویند، مثل غده سرطان که وقتی آن را زیر برق میگذارند آب میشود. از نظر روحی، کظم غیظ این است که انسان کاری بکند که نه تنها اثری بر غیظ خودش مترتب نکند بلکه آن عقده، آن کینه که در قلبش وجود دارد حل بشود و مثل یخی که آب میشود، آب بشود. زینت متقیان و حلیه صالحان این است که بتوانند خشم را در خودشان حل کنند. وَ اطْفاءِ النّائِرَةِ هرجا که آتشی شعلهور است (معلوم است که مقصود آنجایی است که میان دو مؤمن جنگ و نزاعی، اختلافی، شعله فتنهای هست) حال آیا در آنجا مثل اغلب ما مردم، هیزم کشی بکنم که آن آتش شعله ورتر بشود؟! نه، هرجا که شعله نزاع میان برادران مؤمن فروزان است، من بشوم آتش نشان آن شعله. وَ اصْلاحِ ذاتِ الْبَینِ میان مؤمنان و مسلمانان اصلاح برقرار کنم. وَ افْشاءِ الْعارِفَةِ خوبیهای مردم را فاش کنم. وَ سَتْرِ الْعائِبَةِ برعکس بدیهای مردم را، عیبهای مردم را روپوشی کنم [١]. انسان باید در این حد باشد که برای اینکه مردم را بیشتر خوشنام کند و حسن ظنّ مسلمین را نسبت به یکدیگر زیاد نماید، خوبیهای مردم را اینجا و آنجا بازگو کند و روی بدیهای مردم- حتی بدیهای واقعی مردم- را بپوشاند، زشتیها را آشکار نکند. این خودش یک وظیفه اسلامی است: آشکار کردن نیکیها و پوشاندن بدیهای مردم. وقتی که انسان
[١]. همه اینها در مسائل اخلاقی است؛ شامل مسائل اجتماعی که در آنها حق عموم پیدا میشود نیست، چون در آن موارد دستورهای دیگری است که در همین دعای مکارم الاخلاق هم آن دستورها هست.